نشناخته گريزان و هراسان به وادى آوارگى شتافتند .
و چون فتح و ظفر دو اسبه به استقبال موكب جاه و جلال شاهزادهء بلند اقبال آمد فدويان جان نثار موكب همايون به اتفاق غازيان استاجلو طريق تعاقب تركمانان پيش گرفته بهادران شاملو بر اثر طايفهء تكلو ، گران ركاب و سبك عنان گرديدند و اول كسى كه از امراى تركمان به سزا و جزاى خود رسيد محمد خان بود كه در پهلوى چتر زراندود طهماسب ميرزا در پاى علم ، رايت اقتدار افراخته بود چه بعد از آن كه نسيم فتح و فيروزى از مهب
وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ
« 1 » بر پرچم علم شاهزادهء و الا جاه وزيد روح الله بيك ذو القدر يساول صحبت به طعن نيزهء جان ستان آن سر كردهء ارباب عصيان و طغيان را از مركب عز و شان پياده گردانيده و عليقلى سلطان ذو القدر خود را بر بالاى او انداخته به حبس آن نادان پرداخت ، تاج و دستارش را با جيقههاى مرصع ، روح الله بيك و كمر خنجر و شمشير و ساير اسلحه و اسبابش را عليقلى سلطان متصرف گرديدند و شاهزادهء بىگناه طهماسب ميرزا را كه در معركهء آوردگاه از مركب بر خاك راه افتاده بود مهديقلى سلطان طالش به دست آورده محافظت نمود .
و چون تيغ كين طايفهء شاملو و استاجلو به قصد جان طبقهء تركمان و تكلو از نيام انتقام برآمده به هر كس مىرسيدند به قتل مىرسانيدند و شاه قوام الدين حسين اصفهانى - وزير و اعتماد الدولهء طهماسب ميرزا - از آن جمله بود شاهزادهء گردون منزلت به مقتضاى صدق مؤادى كريمهء
أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ
« 2 » از عهد و نذرى كه كرده بود به ياد آورده مقرر فرمود كه جارچيان بلند آواز در معسكر ظفر طراز ندا در دادند كه من بعد دست و تيغ به خون مخالفان نيالايند و گرفتاران را زنده به نظر رسانند و طريق تعاقب فراريان را مسدود شمرده كسى از عقب ايشان نرود . و چون بلند آوازان ، بشارت امن و
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف ، آيهء 87 .
( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 40 .