رسيد غازيان شاملو و استاجلو مركب غرور به معركهء زيادهسرى تاختند به مقتضاى قضا ، ورق آن ماجرا برگشت و از قول سپاه تكلو لشكرى جنگجو مانند قضاى آسمان و بلاى ناگهان ، مراكب برق عنان برانگيخته خود را بر طايفهء شاملو زده عقد جمعيت ايشان را كه پروينآسا فراهم آمده بود بنات النعشوار از هم ريختند . در اثناى اين گير و دار شاه كرم بيك لنگ كه سابقا از قبل اسماعيل قلى خان داروغهء قزوين بود به قتل رسيده حمزه بيك وزير مشار اليه گرفتار گرديد . همچنين از قول تركمان ، مجموع برادران و اولاد و اتباع امير خان و شاهقلى سلطان پياده اوغلى با گروهى انبوه بر فوج استاجلو هجوم آورده پير غيب خان استاجلو و چرخچيان آن فوج كينهجو را به يك حمله در هم شكستند و چون برق و باد خود را به قول عليقلى خان رسانيده سر راه ستيز و آويز بر ايشان بستند . و چون عليقلى خان مركز را خالى گذاشته مردم قول را در تفحص خود سرگردان داشت فوج تركمان فرصت يافته به حدت تيغ و سنان ، ايشان را نيز از هم پاشيدند و طبل و علم عليقلى خان و ساير امراى استاجلو به دست تركمانان افتاد . اما عليقلى خان كه در معركهء ميدان به هر طرف مركب مىتاخت و هماورد مىانداخت بعد از تك و تاز بسيار خود را با سه چهار سوار به دامن كهسار كشيده خبر انهزام تمام آن جماعت به شاهزادهء بهرام صولت رسيد .
مقارن وصول آن اخبار به اشارهء آن سرور اسلمس خان ذو القدر مهردار به اتفاق جمعى ديگر از امراى عالى مقدار كه در دست چپ قول همايون به مدد عليقلى خان مأمور بودند مراكب باد رفتار از جاى برانگيخته بر سر تركمانان تاختند اما كارى نساخته سپر عجز و فروتنى انداختند . در اين تك و تاز على سلطان تاتى اوغلى ذو القدر به قتل رسيده باعث انهزام تمامى ايشان گرديد و از افزونى رعب و بيم كه بر خاطر فراريان هجوم آورده بود در اثناى گريز به قول همايون رسيده عنان باز نكشيدند و در آن بيابان گريزان و هراسان سرگردان مىگرديدند . از نيامد كار شيرشكاران موكب ظفر شعار ،
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 778
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٧٨