تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
اثر و از طايفهء استاجلو قرب دو هزار نفر را تابع و فرمانبردار وى گردانيد ، و سركردگى ميمنهء بايمن را به عليقلى خان فتح اوغلى اختصاص بخشيده اسلمس خان ذو القدر مهردار و على سلطان تاتى - اوغلى نوادهء شاهقلى خليفهء مهردار و على سلطان ذو القدر را با دو هزار نفر از طايفهء استاجلو در فوج وى مقرر فرمود ، و سردارى ميسرهء بايسر به اسماعيل قلى خان شاملو مفوض گرديده قورخمس خان شاملو و شاهويردى خليفهء ايناللو را با غازيان شاملو كه قرب هزار و دويست نفر بودند به اطاعت و فرمانبردارى وى مأمور نمود ، و ماهچهء رايت ظفر آيت شاهزادهء گردون منزلت از افق قلب فروزان گشته شاهقلى سلطان خلفا و سيد بيك كمونه و دولتيار خان مير - سياه منصور در سايهء چتر فلك فرسا قرار و آرام گرفتند ، و اكثر مردم احشامى كه از راه زبونى اسبان ، كارى از ايشان برنمىآمد جهت سياهى لشكر در عقب قلب ، دل بر مرگ نهادند و به اين آئين ، سياهى سپاه قول همايون به سه هزار كس پيوسته از اين رهگذر ، دل در بر قلب دشمن شكست . و چون خبر رسيدن امراى زياده‌سر بر اثر يكديگر مىرسيد شاهزادهء عالى گهر به رسم قباد و آئين اسكندر تا عصر آن روز به گمان ورود آن قوم تيره روز بر سر اسب توقف فرمود و بعد از آن كه به انهاى منهيان ظاهر گرديد كه ارباب طغيان ، جنگ را به روز ديگر انداخته‌اند قرب دو سه هزار كس را به رسم طلايه و پاس مكر و كيد اعداء در آن صحرا اقامت فرموده خود به نفس همايون با صفهاى آراسته به موكب ظفر اثر معاودت نمود و تمام آن شب را با جمعى از فدويان به بيدارى به سر رسانيده چندين بار بر زبان گوهر بيان گذرانيد كه بار خدايا ! دلهاى متمردان را نرم گردان و نايرهء اين فتنه و فساد را كه به باد دامن بغى و عناد ارباب افساد ، شعله‌ور شده به آب لطف و احسان خود فرو نشان . و چون در آن شب مجلسيان مجلس خلد آئين به فرمان آن حضرت از اخبار باستان سخن در ميان داشتند و به اين تقريب تاريخ روضة الصفا
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 775 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى