انجمن آرا بود فرمود كه به رسم تفأل ، كتاب مذكور را مىگشائيم و از واقعهاى كه برآمده باشد استنباط مآل حال خود در قتال و جدال ارباب بغى و ضلال مىنمائيم . به اين نيت چون كتاب مذكور را گشودند واقعهء عصيان و طغيان امير چوپان با خاقان سعيد سلطان ابو سعيد خان و وقوع محاربه فى ما بين ايشان و فتح و فيروزى سلطان و فرار و ادبار امير چوپان برآمد . مقارن آن شاهزادهء عالم و عالميان جبين نياز بر زمين سوده نذر فرمودند كه اگر بر اعداء ظفر يابند تجويز قتل احدى ننمايند و با گرفتاران به سنت سنيهء آباى كرام و اجداد عظام خود عمل نموده شيوهء مرضيهء عفو و احسان را پيشنهاد خاطر قدس مناظر فرمايند .
بالجمله چون طليعهء طلوع صبح صادق نزديك رسيد آن نير جهانافروز اوج شهريارى ، نخست به حريم حرم شتافته به وداع فرزندان و پردگيان حريم حرمت به تخصيص عليا جناب خدرمعلى ، زينب بيگم عمهء محترمهء خود پرداخت ، پس از آن آقاجان بيك افشار را با قورچيان هميشه كشيك حريم حرم به حفظ و حراست دولتخانهء مباركه مأمور ساخته با جهان جهان وثايق الطاف نامتناهى ، رايت عزيمت به دفع معاندان افراخت و به رسم و آئين روز پيشين با صفوف آراسته و كوكبهء پيراسته متوجه ميدان كين گرديده قريب به پيشين نزديك به سپاه مخالفان رسيد . بهادران لشكر منصور را چون از دور نظر بر كثرت و ازدحام آن طايفهء گمنام افتاد سياهى بيست هزار نفر به نظر درآورده غريق لجهء خوف و خطر گرديدند و بعد از آن كه تمامى آن لشكر پر شور و شر از عقب كوهى كه منظور نظر بود بيرون آمده نزديكتر رسيدند به وضوح پيوست كه آن سياهى شتران ايشان بوده كه باردار از عقب خود به معركهء كارزار آورده بودهاند و از اين رهگذر خوف و هراس ارباب ارادت و اخلاص فى الجمله زايل گرديده تيغ جرأت از نيام انتقام كشيدند .
القصه چون ارباب فتنه و فساد پيشتر آمده قدم جرأت [ 169 ] به معركه نهادند به وضوح پيوست كه دو فوج مرتب داشته رايت
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 776
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٧٦