محاربه و مقاتله افراشتند . يك فوج به مسيب خان و ولى خان و طايفهء تكلو متعلق و چرخچى ايشان على سلطان مشهور به « پاك - مال » بود و فوج ديگر به پايمردى جرأت و جلادت محمد خان تركمان و امت خان ذو القدر و ادهم خان و اسماعيل خان برادر امير خان و سلطان معصوم خان ترخان و ساير تركمانان نمودار سد اسكندر مىنمود و گلابى خان پسر امير خان و شاهقلى سلطان پياده اوغلى تركمان چرخچى ايشان بودند . و در ميان فوج تركمانان ، چتر زر - نگار بر سر طهماسب ميرزا افراخته آن طفل خردسال را دستآويز جاه و جلال خود ساخته بودند .
القصه بعد از آن كه آن دو درياى جوشان و آن دو بحر خروشان با يكديگر دست و گريبان شدند نخست چرخچيان به تيغ و سنان ، گريبان جان يكديگر را گرفته لشكر تكلو كه روبروى سپاه شاملو و طايفهء تركمان كه در برابر اويماق استاجلو مىآمدند درهم آويختند و شير صولتان هر دو جانب ، چنگ و چنگال به خون هم رنگين كرده گرد بلا مىانگيختند تا نسيم ظفر بر پرچم علم چرخچيان لشكر ظفر اثر وزيده طبقهء شاملو بر طايفهء تكلو مركب جلادت تاختند . در اثناى اشتعال نايرهء قتال و جدال ، على سلطان پاك مال كه سردار چرخچيان تكلو بود به شعلهء تيغ آبدار ، خرمن حيات را به باد فنا داده حمزه بيك وزير اسماعيل قلى خان خبر قتل پاك مال را به شاهزادهء بلند اقبال رسانيد ، و طايفهء استاجلو بر سپاه تركمان تاخته به وساطت جرأت زياد عليقلى خان فتح اوغلى كه يك تنه با تيغ و سپر از پاى علم خود قدم جرأت به معركه نهاده و امداد ايشان مىداد فوج تركمان را نيز پريشان ساختند . و در اين كر و فر ، شاهقلى خان برادر امير خان به قتل رسيده سر پرشور و شر و طبل و علم و خود و خفتان و بكتر « 1 » او را به نظر انور شاهزادهء بلند اختر رسانيدند .
و چون به اندك مايه شكستى كه به چرخچيان تكلو و تركمان
هامش
( 1 ) - بكتر نوعى از لباس جنگ است . ( معين ) .