پريشان احوال فارغ گرديد به سفينهء الطاف نامتناهى از بحر پر شور و شر رودخانهء قزل اوزن عبور نموده در چمن ماهان نزول اجلال فرمود و در آنجا از طوايف استاجلو جمعى كه در الكاى طارم و خلخال اقامت داشتند روى عزيمت به آستان جاه و جلال گذاشتند .
و چون ماهچهء رايت ظفر آيت بر چمن سلطانيه پرتو افكن گرديد محمد حسين سلطان به اتفاق جماعت ايلور در چمن مذكور رخت اقامت به معسكر همايون كشيدند . و چون آوازهء درازدستيهاى امراى خودراى از راه تاخت و تاراج الوسات و اويماقات به اطراف و جوانب رسيده بود هر كس از آن جماعت قدرت و استطاعت حركت داشت روى ارادت و اخلاص به چمن سلطانيه گذاشت . همچنين دولتيار سياه منصور كه به ايالت ايل مذكور موسوم و به آوردن فوجى از آن طايفه مأمور بود گروهى انبوه از آن جماعت را در چمن سلطانيه از نظر انور گذرانيده داخل معسكر ظفر اثر گردانيد و هر روزه - فوجى از ارباب ارادت و اصحاب سعادت به موكب ظفر خاصيت مىپيوستند تا رفته رفته جمعيتى در چمن سلطانيه روى نموده شمار لشكر ظفر شعار به هفت هزار كه از آن جمله دو هزار نفر سپاهى بودند رسيد و عدد لشكريان امراى زيادهسر كه تمامى ايشان در ميان آهن و فولاد غوطهور و در بحر پرشور و شر چون ماهى زره در بر و چون سنگ پشت ، خود بر سر و اكثر ايشان به دو سوار كوتل دار بودند به ده هزار مىكشيد .
القصه چون خبر قرب وصول ايشان به مسامع جلال شاهزادهء بلند اقبال پيوست نقش مرام صاين قلعه كه در دو فرسخى سلطانيه واقع است مطابق دلخواه نشست و الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت از سلطانيه به صوب گوشمال امراى خود راى پرچم گشاى گرديده در صاين قلعه نزول اجلال فرمود . و چون در زمان ، قراولان سياه منصور خبر قرب وصول معاندان را در موكب ظفر نشان متواتر گردانيدند شاهزادهء عالم و عالميان روى توجه به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر آورده پير غيب خان استاجلو را چرخچى لشكر فيروزى
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 774
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٧٤