بازگشته ، به ملاحظهء آنكه مبادا تشويشى به سلسلهء عليهء نواب سيادت و صدارتپناه ، شمس « 1 » الاسلامى مىرسد ، عاليجاه تيمورخان استاجلو را مقرر كردند كه منزل وى رفته لوازم كشيك و خدمتكارى به تقديم رساند و قرب پنج شش روز در شهر و بازار فتنه و فساد و آشوب بود . روز دوشنبه دوم ماه امراى « 2 » صاحب قدرت و اختيار در خانه آمده پرسش شاه و شاهزاده نموده وقوع اين حادثه را « 3 » بنابر دولتخواهى و خيرخواهى معروض داشتند . شاه جمجاه در برابر فرمودند « 4 » كه بيگم در باب تغيير كاشان خوب نكرد « 5 » و التماس امرا را در آن باب قبول نفرمود . آنگاه محمد خان را پيش طلبيده مجددا پابوس ايالت كاشان فرمودند و طالقان را كه بيگم از تيول امير حمزه خان تغيير داده بود « 6 » به دستور « 7 » به دو عنايت نمودند . بعد از آن احوال اعتماد الدوله ميرزا سلمان پرسيدند . امرا عرض كردند كه در منزل خليل خان است و چون مهم تاجيكان در ميان است بهرچه نواب اعلى امر فرمايند عمل نمايد . شاه جمجاه از روى عاطفت بر زبان الهام بيان گذرانيدند « 8 » كه مهمات بىوزير نمىشود وى همان وزير باشد . چون تسلط و استيلاى امراى ترك « 9 » زياده از حد شد ، وى جهت تراضى خاطر همگنان مدت شش « 10 » روز در منزل خليل خان ماند ، روز دوشنبه « 11 » هفتم ، خلعتهاى فاخره جهت وى رفته او را بدر خانه آوردند . و همچنين در روز سهشنبه دهم « 12 » خلعتها جهت ميرشاه غازى مستوفى الممالك آورده ، امراى تركمان و تكلو و ساير اويماقات جمع شده او را از خانهء محمد خان بدرخانه بردند .
و هم در اين « 13 » ايام الكاى سمنان را به سيد بيك كمونه داده مهر « شرف نفاد يافت » را « 14 » به دستورى كه در زمان شاه جنت مكان داشت به دو شفقت كردند و حسين بيك وزير چون همشيرهاش خانجان « 15 » خانم دايهء نواب شاهزاده « 16 » سلطان سلطان حمزه ميرزا همشيره « 17 » نواب عليقلى خان شاملو بود به حمايت امراى شاملو محفوظ ماند و به دستور در وزارت مستقل گشت و مير قوام الدين حسين شيرازى كه وزير نواب بيگم بود و خانهء او را تالان كرده بودند ، و به منزل شاهرخ خان « 18 » متحصن شده ، بعد از استشفاع « 19 » و التماس بسيار مهم خود را قرار « 20 » داده مبلغى جريمه داد و « 21 » مرخص گشته به شيراز رفت و همچنين « 22 » ملا افضل منجم كه از « 23 » اعيان دولت بيگمى بود به خانهء قلى سلطان قورچىباشى ، متحصن
هامش
( 1 ) - ن : مير شمس الدين محمد صدر
( 2 ) - م : امرا و صاحب . ب ، ن : امرا نامدار
( 3 ) - م : « را » ندارد
( 4 ) - ن : نمودند
( 5 ) - م : « نكرد » ندارد
( 6 ) - ن : بودند
( 7 ) - ب ، م : بدستور و عنايت
( 8 ) - ب : گذرانيدهاند . ن : گذرانيده
( 9 ) - ن : « ترك » ندارد
( 10 ) - ب ، م ، ن : شش ماه و شش روز
( 11 ) - ب ، م ، ن : دوشنبه هفتم شهر مذكور
( 12 ) - ن : دهم شهر مذكور
( 13 ) - ب ، ن : درين
( 14 ) - م ، ن : « را » ندارد
( 15 ) - ن : خانخان
( 16 ) - ب ، م ، ن : « شاهزاده » ندارد
( 17 ) - ب : همشير
( 18 ) - م : « خان » ندارد
( 19 ) - مز : استشفاء . م : ندارد
( 20 ) - ن : قرار مبلغى جريمه داده
( 21 ) - ن : « و » ندارد
( 22 ) - ب ، ن : « و همچنين » ندارد
( 23 ) - م ، ن : « از » ندارد