تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
را به قتل رسانند « 1 » و از آنجا بدر حرم محترم رفته كار سراپردگان عصمت و طهارت را بسازند . آن جماعت بىمروت سورن اللّه اللّه كشيده ، از باغ سعادت به دولتخانهء مبارك ريختند و در طرفة العينى عادل گراى خان را به قتل آورده سر او را نزد امرا بردند و از آنجا هجوم بر در حرم آورده چون قورچيان و ايشك آتاسيان و خدمتكاران اهل حرم واقف شدند ، درها بر روى آن جماعت بسته از آن جرأت و اراده « 2 » مانع شدند . آن قوم بىترحم ديدند كه بدان عنوان كار از پيش نمىرود و بعضى از امرا مانع آمدند و شب بسر دست درآمد مايوس بازگشتند . شعر « 3 » :
شبى كان شب سيه‌تر بود از قار « 4 » * شبى تيره چو روز دورى يار
جهان تاريكتر از روى زنگى * چو چشم مور بر عاشق ز تنگى
چون بمؤداى « 5 » حقيقت انتماى اذا اراد اللّه شيئا هياء اسبابه « 6 » ، مقدر چنان بود كه در آن معركهء پرسيتز نواب بيگم را راه گريزى ميسر نشود « 7 » ، بموجب « اذا جاء القضا عمى البصر » ، اقبال‌پناه اعتماد - الدوله - كه در آن زمان در در حرم « 8 » بود و متعهد مىشد كه اگر نواب بيگمى يك مبلغى از جهت امرا و مقربان و يوزباشيان بدهد رفع اين حادثه مىتوانم كرد - نواب بيگم اصلا تنزل ننموده همچنان در مقام دشنام امرا بود . اعتماد الدوله و مقربان درگاه بيگمى تا نصف شب در در حرم بسر برده ، ديدند كه قضيه از اصلاح و مهم از رستگارى و فلاح در گذشت ، هر كدام به عنوانى خود را پنهانى « 9 » از دولتخانه بيرون انداخته به گوشه‌اى گريختند و منتظر بودند كه آخر معامله بعضى به كجا منتهى مىشود . آن شب نواب بيگم در خدمت نواب اعلى و شاهزاده سلطان حمزه ميرزا و برادران ، ابو طالب [ 519 ] ميرزا و طهماسب ميرزا و همشيره « 10 » شاهزاده بيگم و والده ، فخر النسا خانم به محنت و كلفت هرچه تمامتر مترصد فرجى مىبودند و از كارخانهء غيب و درگاه لا ريب رفتن بيگم مقدر شده بود ، « 11 » تدبير سودمند نمىافتاد و به مضمون « 12 »
« فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 13 » نظم « 14 » :
سحرگاه كاين مهر چرخ انتقام * برآورد تيغ ستم از نيام
علمهاى و الا سر افراختند * بعرش برين سايه انداختند
امرا آن جماعت را مقرر داشته « 15 » با جمعى ديگر از ريش‌سفيدان اويماقات از يوزباشيان و علمداران ( نزد شاه جمجاه فرستادند كه به خودش « 16 » خاطرنشان كرده مانع قتل بيگم و والده‌اش نشود . يوزباشيان و علمداران ) « 17 » بدر حرم آمده ، امرا و قورچيان در دولتخانه جمع آمده « 18 » معروض « 19 » راى انور داشتند كه
هامش
( 1 ) - ن : رسانيد ( 2 ) - ن : ارادت ( 3 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 4 ) - م ، ن : ازمار ( 5 ) - م ، ن : مؤداى ( 6 ) - ن : « اسبابه » ندارد ( 7 ) - ب ، م ، ن : شود ( 8 ) - ب : حرم متحرم ( 9 ) - ب ، ن : پنهان ( 10 ) - ب : همشير ( 11 ) - م : بودند ( 12 ) - به مضمونى ( 13 ) - سوره 7 آيه 34 ( 14 ) - ب : ندارد ( 15 ) - ن : داشتند ( 16 ) - مز ، ب : به خوش ( 17 ) - م : داخل پرانتز را ندارد ( 18 ) - ب ، ن آمدند ( 19 ) - م ، ن : معروض داشتند