تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
عاقبت الامر نسيم فتح و فيروزى بر پرچم اژدها پيكر غازيان ظفر نشان وزيدن گرفت و لواى دولت تاتارى سرنگون « 1 » شد و عادل گراى خان زنده اسير غازيان شد . نظم « 2 » :
مزن با سپاهى ز خود بيشتر * كه نتوان زد انگشت با نيشتر
پسر برهان با بقية السيفى كه مانده بودند راه فرار پيش گرفته تا شابران هيچ‌جا توقف نتوانستند نمود . شعر « 3 » :
كسى جان سلامت ازيشان نبرد * به غير از اجل هيچكس جان نبرد
و غازيان دست به تاراج درآورده ، تمامى اموال و اسباب ارس خان و امرا كه به راه « 4 » بودند و « 5 » چندين كس از اناث و ذكور كه اسير كرده بودند بدست درآوردند و از آنجا مظفر و منصور به جانب شماخى معاودت نمودند . چون خبر شكست لشگر تاتار به عثمان پاشا رسيد ، قبل از آنكه بر سر او آيند ، به اضطراب تمام خود را از قلعه بيرون انداخته راه فرار پيش گرفت . و چون خبر به سمع ميرزا سلمان و امرا رسيد كه او فرار نموده ، جمعى به عقب « 6 » او شتافتند . چون وى به ايلغار تمام رفته بود و اكثر غازيان به كسيب مشغول شدند « 7 » ، به دو نرسيده باز گرديدند :
سواران رومى در آن رستخيز * گرفتند در پيش راه گريز
و امرا در شماخى نزول نمودند . شعر : « 8 »
از اطراف لشگر درآمد به شهر * سرى پر ز كينه دلى پر ز قهر « 9 »
آنگاه مژدهء اين ( فتح را به ملازمت شاهزادهء عالى و نواب مهد عليايى عرضه داشت نموده ) « 10 » ، فتحنامه‌ها به اطراف و اكناف ممالك محروسه فرستادند . شاهزادهء گيتىستان شرح اين فتح را عرضه داشت نموده « 11 » ، به پايهء سرير اعلى فرستاد . بابا خليفهء قراداغلو كه عادل گراى خان را گرفته بود ، او را به رتبهء امارت سرافراز ساخته ، يكهزار تومان از الكاى شروان به دو عنايت شد . چون خبر فتح به اردوى عالى رسيد ، نواب سيادت و صدارت‌پناه ميرشمس الدين محمد « 12 » اين دو كلمه را در باب تهنيت فتح به « 13 » اعتماد الدوله ميرزا سلمان در قلم آوردند « 14 » :
« رسيد مژدهء فتح از وزير شاه جهان * وزير ملك سليمان اميرزا سلمان
چه فتح فاتح ابواب صد هزار فرح * چه مژده واسطهء صد هزار امن و امان
هامش
( 1 ) - ب : سريه‌گون ( 2 ) - ب ، م : ندارد . ن : بيت ( 3 ) - ب ، م : ندارد . ن : بيت ( 4 ) - ن : برده بودند ( 5 ) - ب ، ن : « 9 » ندارد ( 6 ) - ب ، م ، ن : از عقب ( 7 ) - م : « شد » ندارد ( 8 ) - ب ، م : ندارد ( 9 ) - ن : بيت را ندارد ( 10 ) - م ، ن : بين الهلالين را ندارد ( 11 ) - م : « نموده » ندارد ( 12 ) - ن : محمد صدر ( 13 ) - به ميرزا سلمان اعتماد الدوله ( 14 ) - ن : بيت