خواهد ريخت كه ناگاه در روز چهارشنبه يازدهم شهر رمضان المبارك سنهء مذكوره ، عادل گراى خان با لشگر بىشمار بر سر وى ريخته ، او با ارز سلطان « 1 » در آن معركه به قتل آمدند ( پسران « 2 » وى شاهقلى سلطان خلفا « 3 » و درويش محمد سلطان « 4 » و اردوغدى خليفهء تكلو زنده از آن معركه بدر آمدند ) « 5 » دو پسر « 6 » اردوغدى « 7 » خليفه - كه در كمال حسن بودند - بدست روميان زنده گرفتار شدند . در روز « 8 » پنجشنبه نوزدهم شهر مذكور اردوى ارس « 9 » خان را تالان نمودند « 10 » .
( چون مضمون كتابت خاطرنشان ميرزا سلمان و امراى عاليشان شد ، دغدغد نمودند ) « 11 » كه مبادا جنگ عثمان پاشا و گرفتن قلعه طولى « 12 » پيدا كند و بلاشك درين جنگ جمعى كثير كشته خواهد شد . بعد از آن لشگر تاتار از يك جانب درآمده ، از جانب ديگر روميه هجوم آورده ايشان را در ميان بگيرند و لشگر مستاصل شود . اولى اينست « 13 » كه دو كس از امرا با قشون و لشكر خود در اينجا بوده و ساير لشكرى متوجه تاتار شويم ، اول او را شكسته ، بعد از آن به تسخير شماخى معاودت نمائيم . همگى راى مذكور « 14 » به صواب مقرون « 15 » دانسته ، ايالت پناه ولى خليفهء شاملو را با سه هزار كس مقرر نمودند كه در حوالى شهر بوده نگذارند « 16 » كه عثمان پاشا فرار نمايد « 17 » و ساير عساكر آن شخص قاصد را پيش انداخته به عزم جنگ تاتار توجه فرمودند كه به يك بار سپاه هر دو لشگر به يكديگر رسيده ، صفها بياراستند و علمها گشودند . امير حمزهخان را چرخچى نموده از « 18 » هر دو جانب دليران رزمجو بر يكديگر حمله آورده ، غازيان به طعن سنان بسيارى از ايشان را از بالاى زين ربوده ، به خاك هلاك انداختند . نظم « 19 » :
سنانهاى خونريز در كار شد * ز خار سنان دشت گلزار شد
و از آن طرف نيز تير « 20 » مار كردار چون ابر بهار فرو مىباريد و جمعى كه بر سر قلعه مانده بودند ، تاب نياورده ، يكيك از شيران بيشهء كارزار خود را به جنگ گاه مىرسانيدند چنانچه از آن جماعت دو هزار كس آمدند . ولى خليفه چون ديد كه كسى ديگر با او « 21 » نمانده او نيز [ 508 ] با لشكر خود متوجه شدهء « 22 » از يك جانب « 23 » حملهء بر لشگر تاتار آوردند . از هر طرف كه آن جماعت هجوم مىنمودند ، غازيان شيرشكار از صف تيب و سپاه جدا شده به ضرب تيغ بىدريغ انبوه آن گروه را از يكديگر مىباشيدند « 24 » و بسيارى را بر خاك مذلت نشانيدند . حاصل كه در روز يكشنبه بيست و هشتم رمضان « 25 » سنهء مذكوره كه از محل چاشت تا وقت عصر كارزار و مجادله نموده ،
هامش
( 1 ) - ن : ارس
( 2 ) - م : پسر و آن
( 3 ) - ب ، ن : « خلفا » ندارد
( 4 ) - ب ، م ، ن : سلطان را اردوغدى خليفه
( 5 ) - م : بين الهلالين دوبار آمده
( 6 ) - ن : پسران وى
( 7 ) - ب ، م : اردغدى ندارد
( 8 ) - ب ، ن : و در
( 9 ) - ن ، م : « ارس » ندارد
( 10 ) - ن : نمودند كه مبادا جنگ عثمان پاشا و گرفتن قلعه
( 11 ) - م : بين الهلالين را ندارد
( 12 ) - ن : طوبى
( 13 ) - ب ، م : آنست . ن : انكه
( 14 ) - م : مذكوره را
( 15 ) - م : مفرون
( 16 ) - م : بگذراند
( 17 ) - ن : ننمايد
( 18 ) - ب ، م ، ن : هزار جانب
( 19 ) - ن : بيت
( 20 ) - ن : تير تيز كردار
( 21 ) - ن : به او نماند
( 22 ) - ب ، ن : شد
( 23 ) - م : از جانب
( 24 ) - م : مىپاشند
( 25 ) - ب : شهر . ن : شهر رمضان المبارك