تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
توجه قراباغ و شروان را وجههء همت ساخته لواى ظفر اعتلاى شاهزادهء قمرلقا صف‌شكن ، توران ، سمى صاحب قران بدانجا در حركت آمد و در تاريخ بيست و يكم شهر شعبان سنهء مذكوره به دار الارشاد اردبيل داخل گشته ، هفت روز در آن مكان عرش نشان به شرايط طواف و زيارت و استمداد همت از روحانيت آن حضرت طلب مىنمودند . متولى « 1 » آن آستان سدره مكان ، سيادت و نقابت پناه امير ابو الولى انجو مهماندارى « 2 » و خدمات لايقه به تقديم رسانيده ، به تفقدات و نوازشات مفتخر گشت و حفاظ و خدام و عمله و فعلهء آن آستانهء مقدسه به خلاع و رعايتها از ماسوى [ 506 ] شرف اختصاص حاصل نمودند و در تاريخ بيست و هشتم شهر مذكور وداع آن روضهء كثير النور نموده ، متوجه قراباغ [ شد ] و احكام به ايالت‌پناه ارس خان روملو كه امير الامراى ( شروان « 3 » بود و مدت دوازده سال به استقلال در آن محال حاكم بود و ساير امراى ) « 4 » تابين وى نوشته « 5 » فرستادند كه مادام كه لشگر ظفر اثر بديشان ملحق نگردد به « 6 » حرب روميه مبادرت ننمايد « 7 » . و چون به منزلى كه مشهور به قراكوپك « 8 » است از اعمال قراباغ نزول نمودند و سان لشكر از امراى عظام ستادند ، مقرر شد كه سواى ملازمان خاصهء شاهزادهء عالميان و قورچيان خاصهء شريفه و ايالت پناه خليل خان افشار ، تمامى امرا و لشكرى « 9 » به شروان يورش نمايد « 10 » و نواب عالى با نواب مهد عليايى « 11 » و خانه كوچ امرا و نواب صدارت‌پناه ميرشمس الدين محمد صدر در قراآغاج « 12 » در يورتى كه حوالى پل سلطان يرداست « 13 » ، نزول اجلال داشته باشند « 14 » و روزهء ماه رمضان ندارند و تمامى عجزه و رعاياى مواضع و مردم الوس و احشام كه از بيم تاخت و تاراج رومى و شروانى فرار نموده در كوهستان تحصن « 15 » داشتند به جا و مقام خود آمده به زراعت و رعيتى اقدام نمودند و امراى عظام خصوصا سلطان حسين خان شاملو و پيره « 16 » محمد خان استاجلو و قلى سلطان « 17 » افشار قورچىباشى و ولى « 18 » خليفهء شاملو و حسين قلى سلطان « 19 » شاملو ايشك آقاسىباشى و شاهرخ خان ذو القدر مهردار و امير حمزه خان ديوان بيگى باشى استاجلو و محمد خان مصاحب تركمان به اتفاق آصف زمان ميرزا سلمان ، اعتماد الدولة العلية العاليه « 20 » كه لشگر مجموع ايشان و جمعى كه همراه شده بودند با لشگر قراباغ از پنجاه هزار متجاوز بودند ، از آب كر عبور نموده ، به قلعهء شماخى يورش نمودند و شب به حوالى قلعه رسيده شهر را دايره‌وار در ميان گرفتند و همانجا فرود آمدند . بعضى از بهادران شيردل پيش رفته آغاز جنگ نمودند و احمد قلى خليفهء ذو القدر با ده بيست نفر از غازيان
هامش
( 1 ) - م ، ن : متوالى ( 2 ) - م : مهماندرى ( 3 ) - ن : آنجا ( 4 ) - م : بين الهلالين را ندارد ( 5 ) - م : داشته ( 6 ) - مز ، ب ، م : و به حرب ( 7 ) - ب : ننمايند . ن : نمايند ( 8 ) - ن : كوبك ( 9 ) - ب ، م ، ن : لشكريان ( 10 ) - م ، ن : نمايند ( 11 ) - ن : عليايى بيگم ( 12 ) - م - قراغاج ( 13 ) - م ، ن برداشت ( 14 ) - ب ، ن : باشد . م : ندارد ( 15 ) - م : تحصين ( 16 ) - ب : پره ( 17 ) - ب ، م ، ن : على قلى خان ( 18 ) - م : « ولى » ندارد ( 19 ) - ب ، م ، ن : « سلطان » ندارد ( 20 ) - م : عليه عاليه
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 681 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى