تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
گشت و جماعت روميه در بلدهء تفليس كه از معظم بلاد گرجستان است ، نزول نموده و « 1 » قلعهء تفليس را كه در رفعت و بلندى به قلعهء سپهر برابرى مىنمود « 2 » و در حصانت و استحكام مشهور آفاق است به تصرف درآوردند « 3 » :
حصارى كه از غايت محكمى * به عالم نظيرش نديد آدمى
نمايد ز رفعت به چرخ برين * به نوعى كه گردون بر اهل « 4 » زمين
دو صد قرن اگر نسرطاير پرد * مپندار كوره به برجش برد
بسالى شدى مرغ از آن بر فراز * به جايى رسيدى سوى سير باز
چون سلاطين گرجستان با يكديگر اتفاق نداشتند و هيچكدام از ايشان را حالت مقاومت لشكر روميه نبود ، سلطان محمود خان مشهور به سيماوون « 5 » كه شاهى سون بود ، به الكاى خود كه قهستان آنجا بود رفته [ عيسى ] خان ولد لوند خان درزكم با تحف و هداياى لايقه به خدمت پاشايان شتافت و آنچه لازمهء خدمت و شرايط مهماندارى بود به عمل آورده ، و از آنجا حكم به احضار لشگر تاتار كه مأمور حكم خواندگار « 6 » آمد فرستادند و سيماوون « 7 » خان يك دو مرتبه خود را به حوالى اردوى ايشان رسانيده « 8 » ، جمع كثيرى را به قتل آورد . چون تاب مقاومت او نداشت و « 9 » در برابر ايشان نمىتوانست ايستاد ، همين كه فرصت مىيافت خود را به اطراف و جوانب ايشان زده ، دستبردى مىنمود و در هر مرتبه كه آزوقه به قلعهء تفليس مىآوردند ، سر راه بر ايشان گرفته ، جمعى را به قتل مىآورد .

ذكر « 10 » توجه شاهزادهء عالميان و امراى عاليشان به صوب شروان « 11 » جهت دفع مخالفان و مظفر شدن بعون ملك منان

چون توجه روميه به صوب گرجستان و شروان مكررا به مسامع عز و جلال رسيد ، و ارس خان بگلربيگى « 12 » آن ولايت عرضها نوشته ، فرستاد كه : عثمان پاشا ارادهء تسخير الكاى شروان « 13 » نموده با عسكرى « 14 » زياده از حد متوجه اين ولايت است ، امر مطاع لازم الاتباع « 15 » درين باب چيست ؟ امراى نامدار قرعهء مشورت به ميان « 16 » انداخته داعيه نمودند كه شاه كامياب را برداشته ، به قراباغ
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد ( 2 ) - ب ، م : مينمودند ( 3 ) - ن : بيت ( 4 ) - ب ، ن : باهل ( 5 ) - ن : سماوون ( 6 ) - ن : خوندگار ( 7 ) - ن : سمايون ( 8 ) - ب ، ن : رسانيد ( 9 ) - ب : « و » ندارد ( 10 ) - ن : ذكر توجه نمودن روميه شوميه بصوب گرجستان و شيروان و ابو الغالب سلطان حمزه ميرزا با امراى عظام و سپاه ظفر فرجام استقبال نموده بدفع و رفع مخالفان روانه گرديدند . م : ذكر آمدن روميهء شوميه بجانب الكاى گرجستان و شروان به اتفاق عثمان پاشا با لشكر بمدد او ( 11 ) - ب : شيروان ( 12 ) - ب : بگى ( 13 ) - ن : شيروان دارد ( 14 ) - ب ، م ، ن : عساكر ( 15 ) - م ، ن : « لازم الاتباع » ندارد ( 16 ) - ب ، م ، ن : بر ميان