تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
متوجه گشت . سلطان زاده خانم والدهء سلطان حيدر ميرزا و خان پرور خانم گرجيه والدهء امام قلى ميرزا و زهره‌باجى گرجيه والدهء سلطان مصطفى ميرزا و نواب شاهزاده گوهرشاد بيگم صبيهء نواب سلطان ابراهيم ميرزا ، نقل شريف والد « 1 » خود از « 2 » قزوين و از والده‌اش گوهر سلطان خانم بنت شاه جنت مكان از قم نموده ، همه احرام آن عتبهء عرش منزله « 3 » بستند و آن جسدهاى منيف را در آن آستان عرش نشان مدفون ساختند . عليهم رحمة « 4 » و مغفرة [ 499 ] واسعة .

ذكر « 5 » كشته شدن حسينخان سلطان خنوسلو بدست اكراد و استيلاى آن جماعت بر بعضى « 6 » بلاد

چون حسين خان سلطان به حكم شاه سكندرشان در سرحد كردستان به دارايى خوى و سلماس اشتغال « 7 » داشت ، در اين سال ، جماعت اكراد آن بلاد كه در آنجا قشلاق داشتند و هميشه دم از يكجهتى و بندگى اين دودمان خلافت مكان مىزدند ، به اعلان كلمهء عصيان ، تيغ خلاف از غلاف بيرون آورده ، قرب « 8 » هفت هشت هزار جمعيت نموده ، به ارومى بر سر حسين خان سلطان خنوسلو آمده ، آغاز قتال و جدال نمودند . وى با سيصد چهار « 9 » صد نفر از غازيان كه با وى مىبودند جنگهاى مردانه نموده ، بسيارى از ايشان را به خاك هلاك افكندند و داد شجاعت و مردانگى دادند . جماعت اكراد را دو سه مرتبه منهزم ساختند . غازيان شيردل همگى دل بر مرگ نهاده ، بر سر اهل و عيال خود به نوعى كه شايد كوشش و كشش مىنمودند و هر لحظه خود را بر صف اكراد زده در هر حمله جمعى از مخالفان را به ضرب تيغ و سنان به راه عدم مىفرستادند و راه فرار بر خود مسدود ساخته « 10 » ، هر يك از غازيان با ده بيست نفر از مخالفان حرب نموده ، شهادت مىيافتند و حسين خان سلطان با فرزندان و خويشان و خواص ملازمان « 11 » و جمع « 12 » كثيرى از غازيان « 13 » به قتل درآمده جماعت اكراد تمامى اموال و اسباب ايشان را غارت نموده ، زنان و پسران صغير « 14 » و دختران ايشان را به اسيرى بردند و سرها و اختر مه‌ها به خدمت خواندگار « 15 » فرستادند و آن الكا را تصرف نمودند .
هامش
( 1 ) - م ، ن : والده ( 2 ) - ب ، م ، ن : خود را ( 3 ) - ن : منزله را ( 4 ) - ب ، م ، ن : رحمة اللّه ( 5 ) - م : ذكر مقاتلهء جماعت اكراد با حسنخان سلطان در حدود كردستان . ن : ذكر عصيان و طغيان اكرادان بىبنيادان كه با حسين خان سلطان داراى خوى و سلماس آغاز قتال و جدال نمودند و سلطان مذكور را با فرزندان او و جمعى كثير را به قتل آورده و اموال ايشان را غارت نمودند . ( 6 ) - ب : تعرض ( 7 ) - ب : اشتقال ( 8 ) - م : قريب ( 9 ) - ب ، م : و چهار ( 10 ) - ب : ساخته و ( 11 ) - ن : و ملازمان ( 12 ) - م ، ن : جمعى ( 13 ) - م ، ن : ملازمان به قتل آمده ( 14 ) - ن : « صغير » ندارد ( 15 ) - ن : خوندگار
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 672 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى