گليم بخت كسى را كه بافتند سياه * سفيد كردن آن نوعى از محالاتست
باز بنابرين طرفهتر آنكه برادر بيدولت بىسعادت طهماسب ميرزا را دستآويز كرده نام پادشاهى برو نهاده خيالات فاسد در سويداى خاطر جا داده و غافل از آنكه زمام امور سلطنت و پادشاهى به مقتضاء حقيقت انتماى
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ »
« 1 » در قبضهء تأييد كردكارست . شعر :
نكوئى جهاندارى از سرسريست * كه شاهى نمودار پيغمبريست
كسى را سزد رايت افراشتن * كه ده را تواند نگهداشتن
سرير بزرگى نه جائيست خرد * بخوردى كسى گوى دولت نبرد
در دار السلطنهء قزوين كه مقر سلطنت و منزل خلافت اين دودمان ولايت مكانست نزول نموده خان و مان و عرض و ناموس و اموال و اسباب چندين هزار نفس از ترك و تاجيك و وضيع و شريف بر باد افتاده به جمعيت هرچه تمامتر از فحواى اين بيت ، شعر :
با ولى نعمت از برون آيى * گر سپهرى كه سرنگون آيى
غافل شد ارادهء مقابله رايات فيروز آثار نمودند و نواب عالى بتائيد ملك متعال و موكب دولت بىزوال :
بزرگ كردهء او را فلك نگيرد خوار * عزيز كردهء او را ملك ندارد خوار
مضمون حقيقت مشحون و ما توفيقى الا باللّه ، منظور انظار اجابت آثار ساخته با امراى نامدار و مقربان فلك اقتدار و قورچيان نصرت شعار و دليران لشگر ظفر كردار و خدام عتبهء عاليمقدار و غازيان شيرشكار و عساكر فيروز آثار قرين نصرت و ظفر به مقتضاى
« وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ »
« 2 » برفع و دفع طايفه شديد القوة شديم و رايات ظفر آيات بواسطه بقيه عساكر منصوره چند روزى در چمن سلطانيه توقف فرموديم . در اين اثنا خبر رسيد كه مخالفان ضلالت نشان از روى غرور به ييلاق جيكچكى آمده همانساعت بلا توقف اردوى كيهان پوى كوچ كرده در چمن صايين قلعه چتر فلك فرساى بر اوج اعتلا افراشتيم چنانچه فاصلهء بين الفريقين زياده از دو فرسخ بود روز ديگر كه روز جمعه نوزدهم شهر جمادى الاول سنهء تسعين و تسعمائه بود قرين فتح و اقبال پاى سعادت در ركاب دولت و اقبال نهاده بشوكت هرچه تمامتر سوار شديم و عساكر گردون مآثر و غازيان عطام و قورچيان عظام و مقربان بارگاه فلك احتشام و توپچيان و تفنگچيان بهرام انتقام و ساير ملازمان ذوى الاحترام در ركاب نصرت آيات ترتيب ميمنه و ميسره داده و صفها آراسته شروع در مقدمات جنگ و جدل شد . نواب عالى در تيب جا گرفته دست راست و چپ را بامراى عظام عاليمقدار و شيران بيشهء گيرودار سپرده چرخچى تعيين فرموديم و مخالفان بىايمان بهيات اجتماعى قشون قشون و فوج فوج پيش آمده صفآرايى كرده شعلهء حرب التهاب يافت مكررا از طرفين بر يكديگر تاختند مرتبهء اول شكست بر چرخچى مخالفان افتاد على سلطان ولد وليخان تكلو كه سرمايهء
هامش
( 1 ) - سوره 3 آيه 26
( 2 ) - سوره 3 آيه 26