پس از آن تواچيان و ايشك آقاسيان امر به آوردن سرو اختر مه و جماعت اسير و گرفتار و زنده نمودند .
ص 825 س 22 : مقرر نمود آقا رضاى قاضى كه از جانب اولاد امجاد ميرغياث الدين صدر سابق اصفهان مشهور بميرميران همراه در اردوى اعلى بود و همان از وكلاى سلسلهء عليه ايشان بود رفته . . .
ص 826 س 2 : شفقت كرده تمامى آنجماعت را كفن نموده در آن محل دفن نمودند پس از آن دبيران لطايف نگار منشيان بلاغت شعار خصوصا ميرزا محمد منشى سابق كه در آن اوان مستوفى الممالك ديوان اعلى شاه سكندرشان بود و سمت مصاحبت شاهزادهء صاحبقران داشت و مهر بر ضمن احكام عالى شاهزادگى ميزد و در آن يورش همراه بود صورت عظايم امور و جلايل احوال كه در آنمدت روى نموده بود به نوك خامهء گوهربار بر صحايف اعلام و اظهار نگاشته فتح نامها پرداختند و قورچيانرا به اطراف و جوانب ممالك محروسه فرستادند . شعر :
بپرداخت منشى صاحب هنر * بسى نامه در باب فتح و ظفر
برانگيخت يكران كلك دبير * ز ميدان كافور گرد عبير
به صد لطف چون گشت پيراسته * به مهر همايون شد آراسته
رسانيد قاصد به هر كشورى * صدايش برآمد ز هر منبرى
صورت فتحنامهء قم ثبت افتاد
« امر عالى شرف نفاذ يافت آنكه سادات عاليدرجات و قضاة منيع البركات و ارباب و اهالى و موالى و كدخدايان و رعايا و جمهور سكنه و متوطنان براياء دار المومنين قم احسن اللّه احوالهم و انجح بالخير آمالهم به عنايات بلاغايات عالى و مراحم بلانهايات متعالى مفتخر و سرافراز و مكرم و معزز گشته بدانند كه هميشه عون و عنايات و توفيقات نامتناهى قرين روزگار خجسته آثار اين دولت بىزوال بوده در جميع مواد توكل به حضرت حق تعالى جل و علا و حضرت ائمهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين و توسل به لطف غير متناهى حضرت رسالت پناهى صل اللّه عليه و آله نموده و به مضمون اينكه
خود را به ما سپار و عدو را به ما گذار * آنگه ببين كه دست ولايت چه مىكند
عمل كرديم لاجرم اولياء دولت قاهره از مكمن غيب و محل لا ريب باحسن وجهى و اسهل رمزى به حصول موصول ميگردد و اعداى سلطنت عديم الانتقال قرين ادبار و انكسار گشته متوجه دار البوار مىشود و مؤيد اين حال و مصداق اين مقال قضيهء طايفهء مخذول العاقبة تكلو و تركمان كه با وجود شفقت و مرحمت عالى كه نسبت بديشان زياده از ديگر اويمافات مشاهده عالميان مىشود بواسطهء قضيهء اميرخان لجاج نموده در مقام مخالفت و لجاج و نمك بحرامى شدند و هرچند حسب الالتماس اركان دولت قاهره و ريشسفيد قزلباش پروا نجات بايشان نوشته خلعتهاى فاخره جهت ايشان فرستاديم اصلا در مقام سركشى و مخالفت به مضمون « الشقى الشقى فى بطن امه مضمون اين بيت كه ، شعر :