تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
ص 751 س 12 : نواب صدر و قاضى معسكر و حضرت مولانا عبد اللّه شوشترى و خواجه افضل الدين محمد تركه كه در آن ايام خادم‌باشى و ناظر سركار آستانهء مقدسه بود طلبيده . . . از بعضى مناهى . . . . ص 751 س 22 : مىگفت . . . و مدتها به تحرير انشا و تسطير كتابت روم و هند اقدام داشت در راه بيمار شده بجوار رحمت ايزدى پيوست و نعش او را از سبزوار به مشهد مقدس نقل نمودند و يادگار و خلفى نماند . . . اين رباعى تركى . . . ص 753 س 3 : چرا كه گفته‌اند : پيش‌دستى كن كه نبود پيش‌دستى را بدل . . . زمانه از آنكس . . . ص 754 س 4 : . . . خانه را به يغما دادند :
عادت آنست كه چون مملكتى فتح شود * مال غارت شود و خانه بماند برجاى
اندرين فتح ز اقبال شه كشورگير * مال با خانه و يا خانه‌نشين شد يغما
عورات مسلمانان . . . بوجود آمده بود . . . كه در مشهد مقدس او را بحكومت تعيين نموده بودند و در آن روز شاه و شاهزاده با اركان دولت قاهره در جنازهء وى حاضر شده بعد از قواعد شرعى او را در آستانهء امامزاده . . . . . اشتغال . . . . از حضرت واهب المواهب و روحانيت آن امام مظهر العجائب و مظهر الغرايب نصرت و تأئيد و دولت پادشاه سعيد را كه كوس ولاى او را در شش جهت عالم آرزوى زدن داشت مسئلت نمود و نجات و فيروز گشتن خود را حسب المدعا كه در ميانهء اعدا و جمعى كثير از معاندان افتاده بود در تحت قبهء مباركه ساميه . . . . . . بيرون آمدن نديد . . . مرشد قلى خان بواسطهء سبق خدمت آبا و اجداد بدودمان جدا و عبد اللّه خان در مقام تعرض و گرفتارى او درنيامده او را مرخص . . . ص 760 س 12 : بحصول پيوند . . . خدام شيخ الاسلام بهاء الملة و الدين محمد عامليا چنين فرمودند :
اين عقد كه شهزادهء عالم فرمود * با طالع ارجمند و بخت مسعود
چون خير عقود بود از روى شرف * تاريخ وقوع آن شده خير عقود . . .
شاهد . . . ص 760 س 14 : . . . بارگاه برافراشتند . . . شعر :
سرا پرده از ديبهء زرنگار * در آن خيمه و خرگه بيشمار
بسيط زمين در سرا پرده گم * درو بارگه رشك چرخ نهم
پى بزم شهزاده آن بارگاه * ز سر هر سو برافراشته سر به ماه
اميران بجاى خود از چهار سوى * فزون هر يكى را ز جم هاى و هوى