تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1036

مساهمون:

ص١٠٣٦
ميدان اسب سرمنزلى بود در نزهت و صفا چون خاطر اهل حضور پرنور و عرصه از غايت نضارت و طراوت غيرت‌فزاى روضهء ارم . نظم :
بساط سبزه چون جان خردمند * هواى معتدل چون جان فرزند
ص 760 س 21 : بسيار آمد . . . شاه سكندرشان در اين سور پرسرور به نفس نفيس خود اهتمام تمام فرموده به ترتيب جشن و يراق طوى و جمع اسباب آن امر فرمود و مردم ممالك محروسه هر كه در دار السلطنه حاضر بود همه را به مجلس حاضر نمود و نثار و ايثار بسيار فرمود چنانچه حجلهء سپهر از جمال عروس ناهيد زينت يافته نظير آن جشن كم ديده . شعر :
بهر جاى مجلسى ساختند * بهشتى نوآئين بپرداختند
همه شهر جشن و همه شور و سور * بهر گوشه صحبت بهر جا حضور
همه مملكت گشته عشرت سراى * مغنى ز هر پرده عسرت زداى
سراى جهانرا نوايى سرود * فرستاده هر دم به شادى درود
در اثناى آن جشن و صحبت منجمان حاذق و اخترشناسان صادق بعد از رعايت احتياط به اختيار وقت در مجلس خاص آن شاهزادهء عالميان را با هزاران شمع و چراغ و مشاعل بجانب حرم محترم برده هر سو زبان تهنيت داشت به ثناخوانى و گهرفشانى برگشادند . پس از آن چون خسرو خاور به خلوتخانهء غروب خراميد و جهان معجر كحلى موضع شب در سر كشيد خلوتخانهء زفاف سعادت محل اجتماع نيرين سپهر سلطنت و برج مقارنهء سعدين و نيرين آسمان ابهت و جلالت گشت . شعر :
دهان ناشتا از لقمه پر شد * صدف شايسته يك دانه در شد
لب از ياقوت سايى چون برآسود * زر اندر بوته سود و سيم اندود
چو مرغ تشنه زد بر چشمه منقار * از او آب حيات آمد پديدار
و اين مضاجعه مباركهء شمس و زهره در شب پنجشنبه ششم شهر جمادى الاول سنهء مذكوره واقع شد و همان شب زفاف بوقوع انجاميد . صباح روز پنجشنبه شاهزادهء عالم‌افروز بعد از حمام بدستور ايام سور و عظمت تمام به مقام مجلس جشن و طوى آمده ساقدوشان رعنا و پروانچنان ساده زيبا در پس و پيش آن ماه شب چهارده جهان‌آرا در خرگاه جمع گشتند :
وثافى مدور بسان سپهر * سپهرى پر از ماه و ناهيد و مهر
درون و برونش معرق بزر * مرصع به ياقوت و در و گوهر
كرشمهء ساقيان شيرين كار بانشأ شراب تلخ مذاق خوشگوار باز شده دست بغارتگرى عقل و هوش برآوردند و نغمهء سرود مطربان خوش‌آواز به آهنگ نواى هرگونه ساز راست گشته پرده درى عشاق مدهوش آغاز نهادند . پس از آن شروع در كشيدن ظرفهاى پر از تنقلات فرنگى و كله‌هاى نباتهاى مصرى و نان گرجى و قندآبادجى نموده و خوانسالاران اطعمه و شربتداران اشربه