تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1034

مساهمون:

ص١٠٣٤
ص 748 س 14 : . . . كارگر نيفتاد :
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرد رگى تا نخواهد خداى . . .
ص 749 س 12 : خلاع فاخره از سر تا پا و اسب و زين مرصع و بعضى اجناس و امتعهء نفيسه بدرون شهر برند و شيخ نصر الدين محمد استرابادى كه سالها در دار السلطنه خدمت شاه سكندر سپاه و اهل حرم و شاهزاده‌ها نموده بود و به تعليم شاه عالميان نيز اقدام داشته او را با اغرلو بيك قيجاچى فرستادند . . . . ص 749 س 19 : عازم مشهد . . . . شعر :
بمنزلگه خويش گشتند باز * به خوبى شده صلح را كارساز . .
ص 750 س 12 : به شهر داخل شده . . . و بحمام فرمودند و بعد از غسل زيارت و تغيير لباس سفر متوجه زيارت گشته بعد از تلثيم و تقبيل سلات سنيات و عتبات عاليات شرايط زيارت و لوازم طاعت و عبادت بجاى آورده زبان به پرسش سادات و خدام آن روضهء عرش مقام گشوده انواع صلات و تصدقات بسادات و مستحقين آنجا رسانيدند . . . . ص 751 س 1 : آثار رساند . . . با وجود تركمانيت و جنسيت و تعصب اويماقيت به قهر درآمده در مقام آزار و اندكى از صلاح حال او شد . شعر :
واى بر حال كسى كش غم كند غمخوارگى
ص 751 س 4 : چند عدد طبق . . . اما از آن خبر نداشت كه انتقام از درگاه ملك علام مقرر است در هر وقت كه ميخواهد به عمل مىآورد و بعد از اندك روزى در صندوق اسكان استرآباد تركمانان آنجا بر سر او ريخته او را هلاك كردند و از جمله ثقهء نقل كرد كه هزار لنگرى چينى كه هر يكى به سه تومان مىارزيد از سر كار او بردند و ديگر اثاث او بر اين قياس شعر :
ناحق بستانى از كس و ناحق دهى بكس * زر ديگران برند و تو دلال مظلمه
شاه سكندرشان چون حال او را مشاهده نمود دانست كه مردم مشهد ديگر اطاعت و فرمانبردارى او نخواهند نمود . . . . ايالت مشهد مقدس . . . . ص 751 س 7 : وزير كرده و للگى او را به شاه قلى سلطان قارنجه استاجلو كه در تدبير و عقل و فراست نظير نداشت دادند و الكاء جام و باخرز را كه در تصرف مرشد قلى خان بود به دو عنايت فرمودند و به گمان اينكه چون سلمان خان آقا و اميرزاده طايفهء استاجلوست ، تمامى استاجلو كه در خراسان است بر سر مرشد قلى خان جمعند انداخته بر خدمت وى خواهند آمد وزارت مشهد مقدس را كه هميشه از جانب ديوان اعلى بواسطهء آنكه مالوجهات مشهد مقدس سيورغال سركار فيض آثار مقررست و مواجب امرا از خارج داده مىشود به خواجه فتح اللّه اصفهانى كه در آن زمان ناظر دفترخانه همايون بود عنايت فرمودند . . . .
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1034 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى