تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 992

مساهمون:

ص٩٩٢
شاه جمجاه فتحنامهء گيلان را با سواد كتابت تهنيت جلوس نواب خواندگار و صورت حكم نصيحتى كه سابقا بخان احمد والى گيلان نوشته بود امر فرمود كه قريب بهفتاد نسخه بطريق كتاب كتابت نمايند تا جلد شود و بهر كدام از بلاد ممالك محروسه نزد شاهزاده‌ها و خانان و امرا فرستند و جمعى از خوش‌نويسان و مقربان بدين خدمت مأمور گشتند از آن جمله والد ماجد راقم و فقير راقم بدين خدمت مأمور گشته ، منظور نظر تربيت و عاطفت آن اعليحضرت گرديده ، مدتى در مجلس بهشت آئين خلد قرين به خدمت اشتغال داشت . و هم درين سال سلطان سليم خان پادشاه روم اسكندر پاشا حاكم دار السلام بغداد را مأمور ساخت كه با لشگر عراق عرب و آن حوالى بر سر جزاير عرب رفته تسخير آن محال نمايد . ص 551 س 17 : آن را خريده وقف بر مدفن مؤمنين و مؤمنات نموده دفن نمايند . نواب سامى بموجب وصيت فرزند گرامى عمل نموده نعش او را بدان بلدهء جنت مانند فرستاده در آن زمين كه رشك بهشت برين است دفن نمودند و تختى و محجرى بر آن ترتيب دادند و بعد از آن در ئيلان ئيل نهصد و شصت و پنج خود به زيارت آستانهء مقدسهء منوره عرش منزلهء رضيه - على مدفونها السلام و التحيه - فرمودند چنانچه بتفصيل ذكر يافت . چون نواب سامى قبل از آمدن از زيارت به اردوى همايون و استسعاد بسعادت پايبوس شاهى روزى از روزها نواب اعلى در ديوانخانه مباركه بر زبان الهام بيان گذرانيدند . . . ص 553 س 23 : بواسطهء سخنان دشمنان و سرحد خراسان رد اين ملتمس شده . . . ص 555 س 1 : پس از آن آن پنج نفر را بامانت در قلعه دفن نمودند . در خلال اين حال بعضى از مردم قلعه بمحمد بيك اظهار مىكنند كه چون اين كار كرديد مهم اسمعيل ميرزا را هم كفايت كرده بسازيد . ايشان قبول نكرده گفتند كه امراعلى نشده . چون اين خبر بپايهء سرير اعلى رسيد ، نواب كامياب به ايوان چهل ستون آمد و اظهار نمودند كه بىآنكه مرا خبر باشد جمعى از اينجا بخودسر بقلعه رفته سام ميرزا را با دو پسر و دو پسر القاس ميرزا كشته‌اند و از بعضى ديگر استماع افتاد كه چون شاه عالميان از رحلت ايشان آگاه گشت ، به ايوان چهل ستون آمده نقل فرمود كه در قلعه زمين لرزه شد و خانه بر سر سام ميرزا و پسران و پسران القاس ميرزا فرود آمده و ايشان در زير آن هلاك شده‌اند . آن روز عزا گرفته خانان و امرا و ساير مقربان آن عتبهء سپهر اعتلا مراسم پرسش بجاى آوردند و نقل ثانى به صحت اقرب مينمايد چرا كه آن اعليحضرت تجويز اين امر چون نمايند حاشا حاشا . از صحيح القولى ديگر استماع رفت . . . ص 556 س 2 : نواب سامى شعر را بغايت خوب مىگفتند و اشعار آبدار بسيار دارند و تقاصيل اشعار و باقى حالات ايشان در خاتمهء مجلدات تذكرة الشعرا در سلك سلاطين درج يافته . و هم درين سال شاهقلى سلطان استاجلو كه با جمعى كثير از ملازمان با يراق و اسباب و خيل و علم و طبل و حشم به صد زيب و آئين و طمقراق روانهء روم شده بود در بلدهء ادرنه به خدمت سلطان سليم خان خواندگار رسيد و تحف و هدايا و كتابات را گذرانيد . خواندگار شفقت بسيار و عنايات بىشمار