تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 989

مساهمون:

ص٩٨٩
و هم درين سال مرحومى مير تقى الدين محمد صدر اصفهانى در دار الارشاد اردبيل بجوار رحمت ملك جليل پيوست . ص 454 س 9 : كلانتر مشهد اقدس انور در ركاب ظفر اياب شاهزاده‌ها از آنجا بدارالسلطنه آمدند . و هم درين سال خبر فوت عبد اللّه خان بن قراخان استاجلو بگلربيگى ولايات شروان كه از عمهء شاه جمجاه بوجود آمده بود و شرف مصاهرت آن اعليحضرت نيز داشت و خواهر آن پادشاه نيكوسير در حبالهء او بوده فرزندان ازو داشت ، از شروان بدرگاه شاه عالميان رسيد كه در شهر ربيع الثانى مذكوره رحلت نموده و هم درين سال شاه ملكى صفات . . . ص 455 س 9 : كمال تقرب داشت و در سخا و كرم دست جودير مىافراخت خواجه عبدى بيك مستوفى شيرازى در تاريخ وى گفته ، نظم :
اى دل از حق چو در رسد فرمان * كه تواند زدن دم از كم و كيف
رفت سيد شريف آنكه بدهر * بود مخدرم اهل خامه و سيف
بهر تاريخ فوت او گفتند * « حيف سيد شريف باقى حيف »
لعش ميرزا به صحراى كربلا نقل نموده در صحراى كربلا قريب بخيمه‌گاه گنبدى ساخته دفن كردند و از آنجا بمدينهء مشرفه نقل نموده‌اند . و هم در روز دوشنبه هفتم شهر جمادى الثانى سنهء مذكوره اقبال‌پناه مرحومى معصوم بيك صفوى با امراء عظام مثل امير خان موصلو و نظر سلطان استاجلو از سفر خير اثر خراسان مراجعت نموده بپاىبوس بندگان اشرف شاه جمجاه سرافراز گشته در منازل خود قرار گرفتند . و هم درين سال محمد جان بيك ذو القدر كه از اعيان آقايان ذو القدر بود برتبهء سرافراز شده حاكم شيراز گشت و شاهولى سلطان تاتى اغلى ذو القدر را عزل فرموده بدرگاه گيتى پناه طلبيدند بواسطهء آنكه بملازمان چيزى نداده مبلغى كلى ازو مطالبه مينمودند . ص 456 س 21 : فرمان‌فرمايى شاه عالى نوروز توشقان‌ئيل پنجشنبه سلخ شهر شعبان سنهء 974 ص 457 س 20 : خليل بيك قورچىباشى ص 458 س 2 : و هر كس از سادات و علماء و صلحا و مشايخ و فضلاء به خواندن ادعيهء مأثوره مأمور فرموده خود به خواندن دعا اشتغال فرمودند و مترصد خبر بهجت اثر و مژدهء فتح و ظفر مىبودند . ص 458 س 8 : رسيد كه در بلدهء مروجاريست و اسكندر ذو القرنين بند آن را بسته آن بند را خراب كرده . . . ص 459 س 9 : در حوالى قلاع بيج در چهارم شهر محرم سنهء مذكوره دل بر آن واقعهء ناگزير كه لازمهء ذات صغير و كبير است نهاده . . . ص 459 س 18 : بصره و شهرزور قطيف ولايت لحصا قلعهء بتليس كردستان بعضى از