تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١
ص 474 س 13 : شاهمير سلطان حاكم شعر صدر الدين خان باتفاق امراى مذكور ايلغار كرده نزديك بصبح به سقناق مذكور درآمدند . ص 475 س 22 :
بغارهاش درون مار گرزه از حشرات * بناوهاش درون شير شرزه از حيوان
ز تنگ عيشى بر ذروه‌هاش برده‌هماى * ز استخوان مسافر ذخيره‌هاى گران
در آن اثنا . . . ص 477 س 1 : بوقوع انجاميد و در روز جمعه 25 شهر مذكور اين خبر در دار السلطنهء مزبور بسمع پادشاه عالميان‌پناه رسيد . ص 477 س 5 : سپردند و در باب فتح گيلان و گرفتارى خان احمد شعرا و فضلا تاريخ بسيار گفتند از آن جمله اين قطعه را ميرفارغى گفته تاريخ : گيلان چو شد . . . ص 477 س 10 : خان احمد اسير . و خواجه عبدى شيرازى اين رباعى را گفته ، رباعى :
چون كرد خداى قطع گرگان زره * دفع ظلمه ز لاهجان كرد همه
دفع همه كرده شد بشمشير فنا * تاريخ فناى ظلمه شد « ظلمه »
پس از آنكه خان احمد قريب بدوسه ماه در بالاخانهء يوزباشى مذكور به چشم محبوس و مقيد بود او را به قلعهء قهقهه روانه گردانيدند و حكومت بلاد گيلان را به اللّه قلى بيك ايجك اغلى استاجلو و اسكندر بيك دانهء افشار كه قورچىباشى نواب شاهزادگى ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا بود و حمزه بيك طالش و زينل بيك ولد ابراهيم خان ذو القدر و شرف خان كرد . . . ص 477 س 16 : سى و دو سال در گيلان بر سرير سلطنت و دارايى الكاء كه عبارت از گيلان بيه پس باشد سلطنت نموده حاصل معنى بيه بلغت گيل بريده است و اين عبارتست از رود خانهء كه در آذربايجان قزل اوزون اشتهار دارد و در گيلان اسفيد رود و اين رود از ميان گيلانات گذشته بدرياى « خذر » مىريزد چنان كه ولايت گيلان را منقسم به دو قسم ساخته يك قسم را پيش و يكى را پس ميگويند . قسم عليا كه بر جانب الشرق افتاده بيه‌پس مىنامند و قسم سفلى كه بر جانب مغرب است بيه‌پيش نام نهاده‌اند . باقى احوال خان احمد در مجلس ديگر ذكر خواهد شد و التوفيق من اللّه . و هم درين سال شاه ملكى خصال شاهقلى سلطان استاجلو حاكم چخور سعد كه از اكثر امراى عاليشان بوفور عقل و دانش . . . ص 478 س 5 : هفتاد زرع و در عرض دو زرع بود و اصل آن كتابت را كه ايلچى مذكور بروم برد ، قاضى كوچك مشرف بعضى بيوتات سركار خاصه كه از شاگردان نامى مولانا مالك ديلمى بود به خط جلى كتابت نمود و چون ابيات بيشترى در آن درج بود مشار اليه ملتزم شده بود كه مصراعى بر كنار واقع نشود . القصه آن كتابت را با ديگر تحف و تبركات مثل سابيان اندرون عبايى باف زرين مصور و بيرون مخمل قرمزى فرنگى باف يزدى كويزه طلاى مرصع طنابهاى ابريشم بروم برد . چون كتابات قريب به دو هزار بيت ميشد ثبت نيفتاد . و هم درين سال