ص 361 س 8 : خسرو با ترحم نوروز پارس ئيل روز شنبه ربيع الاول مطابق سنه 960
ص 363 س 3 : ايلچى بدرگاه وقاپى خواندگار بفرستند كه صلح مىكنيم .
ص 363 س 10 : متمكن بود بعد از آن بواسطهء ضعف و پيرى استغفار كرده رخصت گرفت كه بعد العمر پاى عزلت در دامن خمول كشيده و بطاعت و عبادت و دعاگويى دوام دولت اقدام نمايد . بعد از عزليت رخصت زيارت مشهد مقدسهء منورهء عرش منزله كرده از آنجا بقزوين كه وطن مألوف و مسكن مشعوف او بود آمده رحل اقامت انداخت . روزى چند كه در آن بلدهء طيبه اقامت نموده بود بمسامع عز و جلال رسيد كه بعضى از قراى و قفى مثل عبدلاباد بشاريات مدت مديد است كه در تصرف اوست و بملكيت در تحت تملك خود درآورده . راى جهانآراى اقتضاى آن نمود كه آن محال را از تصرف وكلاى او انتزاع نمايند و اجرة المثل ايام گذشته را بازيافت كنند . مشار اليه بعد از استماع اين سخنان موحش قبل از آنكه وقوع پيدا كند بتشويش تمام بنا بر رسم خيرباد و وداع آخر عمر خود را بدرگاه پادشاه خير نهاد رسانيد . خبر آمدن او چون بسمع همايون رسيد بخاطر انور راه يافت كه اگر قاضى جهان بر جاى وكالت خود بدستور نشسته استدعاى خدمت قديم خود نمايد منع او چون توان كرد . بنابرين در روزى كه وى بپابوس اشرف سرافراز ميگرديد نواب معصوم بيك صفوى را كه مدت چهار سال بود كه بامر ديوان بيگى اشتغال داشت و مهر بر احكام بيتى و بياضى ميزد پايبوس وكالت فرمودند كه قاضى مشار اليه قطع نظر از آن مهم نمايد و نواب مومى اليه مهر بر ضمن احكام بر جاى وكلاى ديوان زد .
القصه كه قاضى جهان بعد از پاىبوس بر گرد سر اشرف گرديد و نواب كامياب به نظر عجز و پيرى و ضعف حال و پريشانى احوال او نموده آن مقدمات را طى نمود و مبلغى نيز برسم سيورغال به دو ارزانى داشت و خلعتهاى فاخره داده رخصت انصراف داد وى متوجه قزوين شده در راه چون بقصبهء زنجان رسيد در خانهء مجاور آن مزار كثير الانوار شيخ ابو الفرج زنجانى آخر روز جمعه وقت غروب كه هفدهم ماه ذى الحجهء شب مبارك غدير بجوار رحمت ايزدى پيوست . « قاضى جهان ملايا » موافق تاريخ است . ولادتش صبح پنجشنبه دوازدهم محرم الحرام سنهء 888 در قزوين مدت عمرش هشتاد و دو سال بعد از آن نقل نعش شريف ايشان كرده در جوار مزار امامزادهء واجب الاحترام شاهزاده حسين ( ع ) در مخبهء اكابر خالديه به امانت گذاشتند . پس از آن حكم اشرف شرف صدور يافت كه او را بكربلاى معلى نقل نمايند چون بحوالى بغداد رسيدند در آن وقت طاعون عظيمى در عراق عرب بود راه نيافتند باز نعش را بقزوين آورده درين مرتبه حكم شد كه بمشهد مقدس معلى برده مدفون سازند تا آنكه در شهور سنهء اربع و ستين و تسعمايه نعش او را بمشهد مقدس معلى آورده در پائين پاى آن حضرت در بيرون حرم نهادند . رحمة اللّه عليه . باقى حالات وى و ذكر صفات او در نسخهء شريفهء منتخب الوزرا بتفصيل شرف تسطير يافته . سال سى و يكم از پادشاهى آن خسرو . . .
ص 370 س 8 : مطمئن ساخت قرارداد كه ديگر با اهل اسلام جنگ ننموده پيوسته
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 972
مساهمون: قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
ص٩٧٢