تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 970

مساهمون:

ص٩٧٠
سلطان احمد و سلطان خليل بعد از رحلت او ايشان را در قلعهء قهقهه داشتند و شرح مآل ايشان در وقت خود ذكر خواهد شد . ذكر ياغى شدن آباى تركمان و قتل شاهوردى سلطان كچل ص 344 س 20 : دروازهء قيتوجاق را بقزاق سلطان متعلق ساخت و تاتار بيك پسر ديگرش را با امير حسين خطيب . . . ص 346 س 7 : عاشقى مىنمود و بسيار شلاين و بىتاب افتاده بود و اباى از ان اوضاع به تنگ آمده از ملاقات او ابا و استنكاف داشت تا آنكه سحرى از استرآباد ، بيت :
سپاه سحر چون [ علم ] بركشيد * جهان حرف شب را قلم بركشيد ،
فرار نموده . . . ص 346 س 12 : فرار نمودند يكى از ظرفاى استرآباد تاريخ اين واقعه از روى واقع يافته و خوب گفته رباعى :
اين حاكم ما كه مير اخليش زده * گرگ عجبى بود كه تغليش زده
اين طرفه كه او برفت اخلى بزند * عكس آمد و تاريخ كه اخليش زده
پس از آن چون اين خبر ببلدهء دامغان رسيد امير غيب بيك استاجلو حاكم آن ديار به ايلغار باسترآباد آمده آن خطه را محافظت نمود . گفتار درآمدن براق خان و ساير سلاطين اوزبك مهرات و قتل شاه محمد سلطان اوزبك . . . ص 347 س 6 : سال بيست و هشتم از سلطنت آن اعليحضرت نوروز سيچقان‌ئيل پنجشنبه 4 ربيع الاول سنه 958 . ص 348 س 12 : آن حصار را كه چوب بندى كرده بودند قبل از آنكه . . . ص 349 س 5 : شعر :
چو شد نام شه سكه بر روى زر * زر از نام او يافت زيب دگر
حكومت آن ديار به طيغون سلطان قاجار مفوض شد . ص 349 س 13 : خواجه بيك مهر كه شمهء از احوال او مذكور شد چون مقيد و محبوس بود او را روانهء قلعهء قهقهه گردانيدند . منشا كدورت خاطر اشرف از وى آنكه در وقتى كه او صاحب منصب وزارت كل خراسان بواسطه عمل شنيعى . . . ص 350 س 13 : ايها النبى حرض المؤمنين على القتال كه دليلى است قاطع بر فضيلت جهاد با اعداء دين و فرقهء ضلال و نص
« فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ »
« 1 » برهانى ساطع بر مزيت جهاد و علو مرتبت غازيان مجاهد بنفس و مال روى همت عالى نهمت بصوب بلاد كفار آورد و از شكى ايلغار فرمود و غازيان . . .
هامش
( 1 ) - سوره 4 آيه 95