و لا يزال بغزاء كفار رفته بجهاد اشتغال نمايد . مقارن اين حال منهيان نيكوراى بمسامع عز و جلال رسانيدند كه گرجيان سر از گريبان عصيان بيرون آورده متعرض بعضى از بلاد اسلام ميشوند لاجرم شاه جمجاه بنابر رفعت منزلت مجاهدان و علوشان غازيان به نص
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ »
« 1 » عمل نموده فضيلت غزا و جهاد را پيشنهاد همت عالى نهمت گردانيده بعزيمت جهاد . . .
ص 371 س 7 : و مبشر اقبال نداى
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
« 2 » در داد . شعر :
ص 371 س 13 : كوتوال آن قلعه پارساتو . . .
ص 371 س 25 : قلعهايست در كمال استحكام ، بال طاير وهم و خيال از پرواز بروج آن منكسر و دست حوادث روزگار از دامن خاكريزش كوتاه و قاصر . نظم :
طيور وهم عمرى برپريده * به ديوار فصيلش نارسيده
ز برج آن كمند و هم كوتاه * بود يك روزن از ديوار آن ماه
بجنب آن فلك بىاعتبارى * سحاب از خاكريز آن غبارى
جهان در عرصهء بومش خرابى * فلك بر خندقش كمتر حبابى
درو كنجى گرفته ربع مسكون * سر از يك برج او بر كرده گردون
از ناوران ، آن حصار را پناه ساخته و لواى مخالفت برافراخته ، شاه جمجاه . . .
ص 372 س 6 : سنهء مذكوره شاه كامياب به بلدهء گنجه فرموده آن بلدهء فاخره را آئين بسته بودند . شاه جهانيان در منزل شاهوردى سلطان نزول اجلال فرموده . . .
ص 372 س 19 : درين اثنا بقيه از لشگريان عبد اللّه خان و اكثر متعلقان و مردمان اردوى وى بر باد پايان صبا رفتار سوار شده چون برق لامع بصوب رزمگاه در حركت آمدند .
شروانيان از مشاهدهء ايشان بخاطر رسانيدند كه مكررا از جانب شاه عالميان مدد و كومك بجانب خان عاليشان آمده از بيم آن فرو ريختند و به طرف تبرسران گريختند كه غازيان ايشان را تعاقب كرده جمعى كثير را بقتل آوردند و از رؤس ايشان منارها ساختند . مسرعى به جهت ايصال اين خبر تندتر از باد صرصر بدرگاه پادشاه والاگهر فرستادند . و هم درين سال در بلدهء نخجوان شاهزادهء عالميان سلطان سليمان ميرزا از همشيرهء شمخال سلطان چركس والدهء مهد عليا پريخان خانم در شب چهارشنبه بيست و سيم شهر . . . . الثانى سنهء مذكوره قريب بنقارهء سحر متولد شد . خواجه عبدى بيك مستوفى شيرازى چنين در رشتهء نظم كشيد . تاريخ :
چون يكى از گردش گيتى فزود * دهر بر سالى كه نهصد بود و شصت
حضرت سلطان سليمان را خداى * داد و مهرش در دل گردون نشست
بهر تاريخ ولادت فكر من * « نهصد و شصت و يكى » در نظم بست
هامش
( 1 ) - سوره 61 آيه 4
( 2 ) - سوره 48 آيه 3