تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤
شاهزادهء مذكور را به ابراهيم خان حاكم شيراز سپرده او را بشيراز بردند . و هم درين سال عثمان پاشا از جانب خواندگار مرتبهء ديگر مأمور شده بشهرزور آمد . سرخاب سلطان بىآنكه جنگ نمايد آن ولايت را گذاشته بمرديان آمد . روميان بر آن ديار بىجدال و كارزار مستولى شدند . و هم درين سال در بلاد هند ، سه پادشاه نامدار . . . ص 373 س 11 : و هم درين سال نواب مهد عليايى بلقيس الزمانى شاهزاده سلطانم جميع املاك و رقباتى كه در تبريز و قزوين و رى و گرمرود اصفهان و استرآباد داشت وقف سركار حضرات عاليات چهارده معصوم صلوات اللّه عليهم اجمعين نموده توليت شرعى را بنواب كامياب مالك رقاب تفويض فرمود ، بعد از آن اعليحضرت هر كدام كه پادشاه وقت باشند . و آن خير جاريه كه از آن تاريخ الى يومنا هذا بدولت روزافزون اين دودمان خلافت مكان همچنان بمستحقان ميرسد . و هم درين سال . . . ص 373 س 19 : تفاصيل شرح حالات وى در تذكرة الشعرا ذكر نموده و هم درين سال در بلدهء نخجوان شاه عالميان بمعاملات مشهد مقدس معلى مزكى رسيده ارباب مناصب آنجا را خصوصا ميردرويش بيك صفوى را از توليت عزل فرموده توليت را بمرحومى خليفه اسد اللّه اصفهانى كه از اعاظم سادات خلفاء دار السلطنهء اصفهان بود و بمزيد علم و فضل و تقوى از ساير سادات آنجا مستثنى بود با شيخ الاسلامى مشهد مقدس شفقت فرمودند . سال سى و دويم از فرمان فرمايى آن خسرو غازى نوروز توشقان‌ئيل روز دوشنبه 17 ربيع الاخر سنهء 963 شاه عالم‌پناه چون بخطهء طيبهء بردع رسيدند صحراى آنجا نمونه‌اى بود از رياض بهشت آسا چنانچه شيخ نظامى عليه الرحمه در تعريف آن بلده ميفرمايد . . . ص 376 س 21 : نظم :
ز بس خيمه و خرگه و سايبان * ز خورشيد روى زمين پى نشان
هوا نيلگون گشت و دشت آبنوس * بجوشيد دريا ز آواز كوس
طوايف اصناف و مهندسان اطراف انقياد حكم مطاع واجب الاتباع كرده بدانچه مقدور ايشان بود در باب تزئين آئين بفعل آورده مهيا ساختند . شاه جمجاه . . . ص 377 س 2 : القصه كه در آن ايام عشرت انجام شاه برجيس غلام بمراسم و قواعد آن طوى قيام نموده :
يكى جشن شاهانه گرديد راست * مهيا درو هرچه انديشه خواست
و هم در آن روز مجلس نكاح منعقد شد و به آئين شريعة مصطفوى و طريق سنت مرتضوى آن مهد عليا در حبالهء نكاح نتيجهء شاهان جهان‌آرا درآمد و نواب شاهى قامت با استقامت عقاد را كه عبارت از علامى ميرمحمد مهدى رضوى قمى و سيد محمد پيشنماز جبل عاملى بود با ساير صدور و علما و مشايخ و سادات كبار كه در آن محفل منيف و منزل شريف تشريف داشتند بخلعتهاى گرامى آراسته حضار مجلس را به انعام وافر و تفقدات متكاثر از اجناس يزد و فرنگ سرافراز گردانيد . شعر :