تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 967

مساهمون:

ص٩٦٧
نموده مقرر كرد كه از راه كردستان ببغداد رفته از آنجا بعراق رود و عراق را تصرف نمايد . القصه كه شاه عالم‌پناه در آن اوان از عقب سلطان سليمان روان شده چون بموضع چالدران رسيد شاهقلى سلطان افشار حاكم كرمان . . . ص 332 س 13 : آمدن القاس ميرزا بعراق . . . شدن بتقدير قادر خلاق ص 333 س 15 : كلى زر از عم فقير امير وجيه الدين خليل اللّه گرفت . ص 334 س 9 : تقى الدين محمد و مير غياث الدين ميرميران ص 336 س 5 : بيرام اوغلان را شكسته لواى استيلا برافراخت . در آن حال قزاق سلطان كه اكبر و اشجع اولاد محمد خان بود از عقب رسيدند و بر اوزبكان تاختند و اندك مسافتى كه بجانب اهل نفاق قطع نمود لواى نصرت نمايى خانى با قشونى كه از حركت سم ستوران ايشان زلزله در طبقات زمين و غلغله در مجامع زمان پديد آمدى نمودار معاندان بد كردار گرديد ص 336 س 8 : معاودت نمود و در روز دوشنبه سيم ماه مبارك رمضان سنهء مذكوره به منزل مراد رسيد و هم در اواخر فصل پائيز همين سال قزاق سلطان از خان رخصت يافته به ولايت با خرز كه الكاى وى بود توجه نمود چون به آن ولايت رسيد يك چند بضبط و ربط آن محل و اصلاح احوال سپاه و رعايا پرداخته در خلال آن اوقات خبر رسيد كه جمعى كثير از فئه اوزبكيه بسردارى حق نظر اوغلان . . . ص 336 س 17 : بقتل آورده و حق نظر اوغلان با معدودى چند خايبا خاسرا از آن مهلكه بيرون رفته خود را بمأمنى رسانيدند و هم در اين سال اسكندر پاشا . . . ص 337 س 5 : پريخان خانم از عليا جناب سلطان آقا خانم خواهر شمخال سلطان چركس كه در عقد نكاح آن پادشا با فلاح بود بوجود آمد و ددگى او را به فتحى بيك افشار دادند و هم در اواخر اين سال . . . ص 338 س 3 : در خلال اين احوال معروض سلطان روم شد كه ميرزا القاس با او در شيوهء نفاق سلوك مينمايد و اظهار تبعيت و بيعت از صميم قلب نميفرمايد . از استماع اين نسبت سلطان خواندگار متردد گشته به نزد وى فرستاد كه كوچ و متعلقان ملازمان نواب شاه طهماسب را كه در همدان و كاشان بچنگ آوردهء ارسال نماى و غرض ازين تكليف آن بود كه اگر القاس ميرزا امتثال حكم وى كرد آن جماعت را نزدش فرستد از روى حقيقت مطيع و منقاد است و الا اطاعت و وفاق وى بر سبيل مجاز . القصه چون فرستادهء پادشاه روم نزد آن شاهزاده آمد و حكم را بر وى عرض كرد مشار اليه از انقياد اين امر ابا كرده قاصد سلطان سليمان خايبا خاسرا برگرديد و از اوضاع و احوال القاس ميرزا آنچه تفرس نموده بود و دلالت بر نفاق و عدم وفاق ميكرد بعرض رساند . بناء على هذا فرمانفرماى ممالك روم محمد پاشا را كه وزير ثانى بود با سى هزار سوار بجانب وى روان ساخت كه او را بدست آورده و در زاويهء عدم ساكن گردانند . القاس ميرزا . . . ص 338 س 17 : شاه نعمت اللّه نيز بنواب بهرام ميرزا و امرا ملحق گشته چون قريب