ز بالا چو نخجيرش آيد به آب * خورد آب از چشمهء آفتاب
بزش از فلك سبزه دلپذير * ببزغالهء آسمان داده شير
عقابش كند صيد مرغ فلك * بود آشيانش فراز ملك
ستاره بر اطراف پيرامنش * درخشنده چون لاله در دامنش
در آن سنگلاخ آن ددان كرده جاى * وطنگاه گبران مردم رباى
عساكر گردون مآثر جاهاى حصين و مواضع ارضين آن كوه را جبرا قهرا مسخر گردانيدند و جمعى كثير از كفار فجار را در مضايق و معاقل جبل بقتل آوردند و بنياد ثبات آن مشركانرا بباد حملهء آتش آهنگ متزلزل ساختند و بقية السيف آن مخاذيل چون جراد منتشر بباديهء هاويه گريختند .
شاه دينپناه به قصد و نيت جهاد بمقتضى
« قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً »
« 1 » تا بكنار آب رفته لواصات گرجى كه حاكم نصف گرجستان بود فرار كرده خود را بكوههاى سخت و بيشههاى پردرخت انداخته نهان شد .
ص 294 س 23 : درين سال بعضى از امرا مثل حسينخان سلطان روملو و پير سلطان خليفه و شاه على سلطان استاجلو و احمد بيك تركمان بافوچى از بهادران حسب الفرمان قضا جريان متوجه رستمدار شدند و حاكم آن ولايت ملك جهانگير بن ملك كاوس به اتفاق رستمداريان پناه بقلعهء لاريجان برده عساكر قزلباش از روى پرخاش بقلعه جنگ انداختند . تركان با جمعى از دلاوران بدروازهء حصار درآمدند رستمداريان نخجيروار متفرق گرديدند . ملك جهانگير از خوف حسام جنود عالمگير امان طلبيد . در آن اثنا . . .
ص 294 س 23 : درين اثنا پير سلطان خليفه كه سردار آن سپاه بود از كمال عقل و دانش در باغى كه در حوالى قلعه بود درآمده بر درخت [ هلويى ] صعود كرده [ هلويى ] مىخورد اتفاقا بمدد احمد بيك كه بدرون حصار رفته بود رسيد . رستمداريان چون نامردى پير سلطان خليفه را مشاهده كردند بر سر احمد بيك ريختند و به زخم تبرزين احمد بيك را با جمعى از ملازمان بقتل آوردند . پير سلطان خليفه از غايت خوف مراجعت نمود . سال هژدهم از سلطنت آن [ برگزيدهء ] خالق افلاك و انجم نوروز پارس ئيل شنبه 24 ذى قعدهء سنه 948 شاه جمجاه نوروز اين سال در دار السلطنهء تبريز عشرت و كامرانى نموده در اول بهار كه آوازهء لشگر ربيع در عالم افتاد و سپاه گياه و سبزه در حركت آمد رايت نصرت آيت آن اعليحضرت به ييلاق او جان در حركت آمده از آنجا بجانب سهند فرمودند و در آن منزل نواب القاس ميرزا . . . .
ص 295 س 8 : سال نوزدهم از كشورگشايى آن خسرو اقليم چهارم پنجم ذى حجه ، نوروز توشقانئيل 949 . درين سال شاه خجسته حضال . . .
ص 295 س 4 : درين سال سادات اسكويه از درجهء اختيار و نظر اعتبار ساقط گشته از
هامش
( 1 ) - سوره 9 آيه 36 ( به قياس قرآن مجيد تصحيح شد )