تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
عمارت به كلى ويران شده بود . چون مير بعد از وصول به مقصد ملاحظه نمود كه اتمام اين چون بدورهء زحل كه بسىسال ديگر وقوع مىانجامد ميسر است خاقان سكندرشان از طول زمان آن اعراض فرموده در انجام آن سعى نمود و موقوف ماند . در اوايل سلطنت شاه جمجاه ظل اللّه و در زمان صدارت مغفرت‌پناه امير جمال الدين محمد استرآبادى مير را بدرگاه عالم پناه آوردند كه در صدارت او را شريك سازند و اين مدعا بوقوع مقرون نشد . ص 296 س 20 : كه مير از مرض آتشك بغايت احتراز و اجتناب داشتى چنانچه از جميع مردم كناره و احتياط نمودى و متنفر بودى و دست بدست هيچ فردى ننهادى . ص 297 س 22 : شرح هياكل النور ، رساله در سمت قبله ، حاشيهء الواح ، مختصر كفاية الطلاب كتاب مقاصد و حج البراهين ، رسالهء جام جهان‌نما ، رسالهء قوس و قزخ و بعضى ديگر از مصنفات وى و رسالاتى كه در برابر رسالات مولانا جلال الدين محمد دوانى نوشته عليحده است و آنچه به بياض رفته و ضايع شده زياده از حد تخمين و حصرست . از صحيح القولى در شيراز استماع افتاد كه چند صندوق بزرگ تمامى مسودات به خط مير بود كه در ته كتابخانهء مير بود خدمه و ملازم‌زاده‌ها آنها را بصحافان يكمن بهشتاد دينار ميفروختند . تبحر مير در جميع علوم خصوصا نجوم و طب بسرحد اعجاز رسيده بود . والد راقم از جملهء تلامذه مير بود و ازيشان استماع افتاد كه در سفرى از اسفار ، شاه كامكار را تب محرقى حادث شد و مير بمعالجه مشغول بود . بعد از ملاحظهء نبض گفت در فلان ساعت آن روز تب مفارقت مينمايد و آنچنان شد كه او گفته بود . و هم درين سال مرحومى مولانا محمد ابو طالب . . . ص 298 س 1 : شيخ على عليه الرحمه بمباحثه و تصنيف اشتغال داشته از جمله تصانيفش شرح جعفريه و چون غرض كلى و مطلوب اصلى تحرير تاريخ است وقت آن شد كه كميت خوشخرام عنان عزيمت بصوب اداى حكايات برتابد . پس از آن نواب كامياب مالك رقاب . . . ص 299 س 8 : به جهت عمارات و اخراجات آن شفقت فرمودند از جملهء مدرسهء آستانهء منورهء معصومه و حمام شاهى واقعه در ميدان كه بر آن روضه وقف شده و عمارت و باغ مقام حضرت امام همام صاحب العصر و الزمان عليه صلوات اللّه من اللّه المنان كه بسر كارى مير راستى محتسب - الممالك اتمام يافته و عمارت گنبد سر مقبرهء سادات در موسومان . سال بيستم از فرمانفرمايى آن پادشاه ذى ترحم ، نوروز لوىئيل سه‌شنبه سنهء 17 ذى حجهء حجهء 950 . نوروز عالم افروز اين سال پادشاه ملكى خصال بعيش و عشرت و كامرانى و نشاط و سرور در بلدهء فاخرهء قم كه بعد از مشاهد مقدسات حضرات ائمهء طاهره بحسب احاديث و نسبت فيض و هوا و لطافت و صفا بر ساير بلاد عراق . . . ص 299 س 13 : افتادند و عظيم انديشه ناك و بىقرار بودند تا آنكه ميامن انقاس قدسى جهت امنيت و امان جهانيان بدعوات ماثورات اهل دعا و صلاح شفا يافته زبان قال حال هر گويا فحواى اين رباعى به ادا ميرسانيد . رباعى :