تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 951

مساهمون:

ص٩٥١
ص 272 س 10 : رايات نصرت آيات بموضع هزار جريب كه قريب بدار السلطنهء مذكور است نزول اجلال فرموده قبهء بارگاه خلايق‌پناه را فراشان چابك دست در فسحت اقليم چهارم بر فلك نهم رسانيدند و در همين روز ايالت‌پناه محمد خان با اشراف و اعيان در ركاب سلطنت اياب شاهزادهء عالميان سلطان محمد ميرزا كه در سن پنجسالگى بود اقبال مثال باستقبال پادشاه با استقلال شتافتند و در موضع مسطور بعز بساط بوسى اعزاز يافته در حريم لطف عميم بار يافتند و روز ديگر به پيشواز پادشاه فريدون‌فر خواص و عوام بيرون آمده چشم بر راه انتظار داشتند و آخر همين روز كه اول وقت طلوع نير مراد بود خسرو كشورگير بر بارگير فلك مسير سوار گشته متوجه مقر دولت اثر گشت و خروش ارباب هوش و صوت اعيان صلاح نوش از فلك اطلس درگذشت . القصه بدين و تيره موكب ظفر مال بمستقر جلال يعنى باغ شهر تشريف آورده بسان جان در قالب مكان درآمده و روز ديگر بوقت شام بتماشاى آئين بازار اراده نموده بر شبديز پرخيز نشسته برادران نامدار و شاهزاده‌هاى عاليمقدار اعنى نواب سام ميرزا و القاس ميرزا و بهرام ميرزا و مقربان سلطنت شعار و قورچيان ظفر آثار و ايشك آقاسيان عاليمقدار و يساولان با اقتدار در جلو آن پادشاه عالممدار روان گشتند بىتكلفانه ببازار درآمدند و آن خسرو كامكار بر يمين و يسار نظر فيض اثر انداخته بر خصوصيات و تكلفات اختراعات پيشه‌وران و كارنامهاى صنعتگران حاضر ميگرديد و به زبان حال كلمهء تحسين القا فرموده اصوات دعوات دعاگويان و جوش و خروش مخلصان به گوش هوش ساكنان آسمان ميرسيد و بدين طريق تا چهار سوق تشريف برده در آن مقام از سمند خوش خرام فرود آمده بر تختى كه در آن اوان از پى جلوس و بخت آن سليمان مكان احداث نموده بودند نشسته برادران و زمرهء مقربان را نشانده بلوازم صحبت و استماع ساز و ادوار خوانندگان خراسان مشغول فرمود و هنگام انتهاى بزم پيشوايان اصناف و كلانتران اكناف را طلب داشته بنوازش پادشاهانه و تفقدات خسروانه شرف اختصاص داده و دربارهء اهل ساز و مردم خوش آواز انعامات بيغايت كرده ابواب فوايد قولى و فعلى بر روى ادانى و اعالى بگشاد و چون نزديك رسيد كه ساقى شب حريفان با طرب را مكيف خواب سرگران ساخته حامل دل از احمال خيال سبك گرداند و اصحاب مجلس را از سرير گفتگوى فرود آورده در بستر استراحت خواباند ، شاه عالم مدار با چشم خوابدار و سخت بيدار از بزمگه برخاسته بجانب باغ شهر كه دولتخانهء مباركه بود توجه نمود و بباز كردن آئين كه موجب رفاهيت غنى و مسكين است حكم فرمود و پس از انقضاء اندك زمانى از قرار آن پادشاه خيرمدار و تمهيد بساط نصفت و عدالت و امنيت در ساحت آن ديار بخاطر آفتاب مظاهر گذشت كه در آن زمستان اگر در ملك خراسان قشلاق كرده شود يمكن كه نقص و تشويش . . . ص 272 س 19 : آمده در اثناء راه شاه دين‌پناه مكررا گوش . هوش او را بدرر نصايح مفضى بفلاح و لآلى مواعظ موصل بصلاح تزئين داد . تفصيل اين اجمال آنكه فرمود كه مالك الملك و الملوك زمام مهام در قبضهء اقتدار و اختيار ما نهاده و فرمان فرمايى و دارايى اين بلاد و امصار بملازمان ما داده و بدانكه موقوف عليه بقاى اين نعمت عظمى و مناط دوام اين عظمت و