تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠
يافته از جانب مهد عليا خانش خانم همشيره نواب اعلى آمده بمراحم خسروانه اختصاص يافت ص 254 س 20 : سال دوازدهم از سلطنت آن مظهر امن و امان و گذرانيدن نوروز پچين‌ئيل . ص 255 س 21 : كه هيچكدام از آنها به يكديگر اختلاط نكنند و حرف نزنند و آن لله موكل باشد . ص 257 س 10 : آشكار و نگارنده بندگان با اضطرار قبل از آنكه . . . ص 258 س 5 : با ايشان اين انديشه در ميان نداشتند . ص 262 س 2 : نينديشيد . از صحيح القولى استماع افتاد كه در آن اوقات در هراة هر روز به اشارت آن خان دور از انصاف بىگزاف پنج شش كس بدعوى رفض باغواء جهال بلوكات به غير حق در چارسوى هراة كشته ميشدند چه از روستائيان بىديانت و شهريان با خيانت هر كس نسبت به كسى سوء مزاجى يا اعتقاد باجى داشت او را گرفته نزد قاضى مىبرد كه اين مرد در زمان سلطنت قزلباش سب صحابه كرده و بر اثبات اين دعوى دو شخص باطل جاهل را به اداى شهادت نزد قاضى مىبرد و قاضى مداهن خاين بىتفتيش حال گواهان و تحقيق عدالت ايشان در حال بقتل آن مسلمان حكم كرده او را كشان كشان به چهار سوق مىبردند و بقتل مىرساندند . و هم درين سال مرحومى مولانا اهلى شيرازى در شيراز فوت شد قبرش در جنب قبر غيب اللسان خواجه حافظ شيرازيست . شرح احوال وى در تذكرة الشعرا مسطور گردانيده . سال سيزدهم از سلطنت . . . ص 266 س 1 : خادم‌باشى آستانهء مقدسهء منورهء عرش درجهء رضيهء رضويه على ساكنها السلام و التحيه از اكابر سادات ما ملكان مازندران بود همراه امراء عظام مثل شاهقلى خليفهء ذو القدر مهردار و امير سلطان روملو بقلعهء طبس گيلكى مطلب نواب شاهزاده سام ميرزا كه بعد از وصول عرضه و رؤس آن جمع گمره مضله عرق برادرى و كرم جبلى آن اعليحضرت در جوش و حركت آمده سيد مذكور و امراء مسطور بدانصوب رفته شاهزادهء دور افتاده را بنويد مراحم بيدريغ شاهانه اميدوار ساخته از قلعه بيرون آوردند و همراه بدرگاه فلك اشتباه رسانيدند . شاهزادهء مشار اليه بدستور بر مدارج الطاف و اعطاف شاهى رسيد و الحمد للّه المجيد . و در آن زمستان . . . ص 266 س 8 : شب پنجشنبه بيست و يكم شهر ذى حجهء حجهء مسطوره قرب بطلوع آفتاب نواب اسمعيل ميرزا از عليا جناب سلطانم بوجود آمد . منهيان . . . ص 266 س 11 : گرديد و الحمد لله على افضاله و قد رجع الحق الى مكانه تحرير قلم خجسته رقم در ذكر تعويض سلطنت هرات بشاهزادهء خجسته صفات ابو الغالب سلطان محمد ميرزا و للگى محمد خان شرف الدين اغلى تكلو . ص 267 س 5 : نموده قرب يكسال در آنولايت سرگردان و بيسامان بود و مترصد لطائف غيبى و نزول موكب همايون شاهى مىبود . درين اثنا خبر رايات . . . ص 272 س 7 : سلطنت آن عزيز گشته خالق افلاك و انجم .