تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
جنت رتبه و به كليددارى روضهء « 1 » مقدسه سرافراز بود ، نجات يافته « 2 » با فرزندان سالما صحيحا به مملكت عراق آمدند . و هم در اين سال ، بعد از رفتن سلطان‌زاده به ماوراء النهر ، ميرزا شاهرخ نبيرهء سليمانشاه - كه از احفاد « 3 » امجاد پادشاه مرحوم امير تيمور گوركان است و سلطنت ممالك « 4 » بدخشان بديشان متعلق « 5 » است - بر سر بعضى از الكاى عبد اللّه خان آمده ، مقارن اين ، لشگر بىكران از جانب پادشاه اسلام ، جلال الدين اكبر به مدد و معاونت ميرزا شاهرخ آمدند - چه هميشه از « 6 » ازبكان خسران و نقصان به ولايت بدخشان مىرسيد « 7 » - ميانهء ايشان و سلطان‌زاده حرب عظيم واقع شد سلطان‌زاده شكست يافته ، قرب ده هزار ازبك در آن معركه به قتل رسيدند « 8 » . سلطان‌زاده قرين ادبار گشته ، به يكى « 9 » از قلاع بلاد ماوراء النهر متحصن گرديد . چون قرب دو ماه عارضه‌اى كه ذات اشرف را در ولايت رى طارى شده بود ، حكيم دار الشفاء « و اذا مرضت فهو يشفين » « 10 » شفاى عاجل كرامت فرموده ، مرض بالكليه زايل « 11 » شد و مزاج اقدس رو به صوب اعتدال نهاده ، زبان روزگار به مضمون اين ابيات در ترنم آمد ، شعر : « 12 »
منت ايزد را كه ذات خسرو گيتىپناه * در پناه صحت است از فيض الطاف آله
شاه جمجاه از طهران به آستانهء امامزادهء « 13 » واجب التعظيم و التكريم ، امامزاده « 14 » [ 668 ] عبد العظيم عليه و آبائه التحية و التسليم ، نقل كرده « 15 » چند روز « 16 » در آنجا توقف فرمودند « 17 » . راى عالم آراى « 18 » بدان قرار گرفت كه از راه قم به دار السلطنهء اصفهان در حركت آمده « 19 » قشلاق آن سال در آنجا اتمام يابد . بعضى از مقربان رفتن دار السلطنهء قزوين به صواب اقرب ديدند . بالاخره مقرر شد كه رفتن قزوين را تفأل به كلام ملك علام نموده ، هرچه راه نمايد بدان عمل نمايند . نواب سيادت « 20 » و صدارت « 21 » پناه اسلام « 22 » ملاذى ، ميرشاه ابو الولى انجو حسب الامر مطاع تفأل به قرآن مجيد « 23 » نموده ، اين آيه كريمه برآمد
( « وَ
« 24 »
نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ »
« 25 » ) « 26 » بنابراين فسخ « 27 » عزيمت « 28 » راه اصفهان نموده ، در اول ماه محرم سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه از آستانهء مقدسه كوچ كرده ، متوجه دار السلطنهء قزوين شدند و به چهارده كوچ بواسطهء استراحت و خوبى ساعت داخل بلدهء مذكوره شدند .
هامش
( 1 ) - ن : آن روضه ( 2 ) - ن : يافت ( 3 ) - ن : احفاد و ( 4 ) - م ، ن : مملكت ( 5 ) - م ، ن : تعلق ( 6 ) - م ، ن : « از » ندارد ( 7 ) - ن : ميرسانيد ( 8 ) - م ، ن : رسيد ( 9 ) - ب : و يكى ( 10 ) - سوره 26 آيه 80 ب . ن : ندارد ( 11 ) - ب : ذايل ( 12 ) - ن : بيت ( 13 ) - ب : با مزاده ( 14 ) - مز : آماده ( 15 ) - م ، ن : كردند ( 16 ) - م ، ن : روزى ( 17 ) - م ، ن : فرموده ( 18 ) - ن : آرا ( 19 ) - ب ، ن : آمد و . م : آمد ( 20 ) - ن : سيادت‌پناه ( 21 ) - ن : صدارت دستگاه ( 22 ) - م ، ن : « اسلام » ندارد ( 23 ) - ن : « به قرآن مجيد » ندارد ( 24 ) - ب : « و » ندارد ( 25 ) - سوره 17 آيه 82 ( 26 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 27 ) - مز ، ب : فتح . م ، ن : ندارد ( 28 ) - ب : عظمت