تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 897

مساهمون:

ص٨٩٧

شمه‌اى « 1 » از وقايع مشهد مقدس معلى

چون كاربر « 2 » محصوران آن مملكت اقدس به تنگ انجاميد و بواسطهء ضعف طالعها شاه جمجاه ستاره سپاه را عارضه‌اى رخ نمود كه بنابرآن نتوانست رفتن ، اين خبر موحش كه به آن جماعت رسيد ، تمامى دست از جان شسته ، قطع حيات نمودند و دانستند كه مددى به ايشان ( نمىرسد و مفرى نخواهند يافت ) « 3 » و قحط و غلا و فقدان « 4 » مأكولات به حدى رسيد كه ( مدار خورش بر محرمات گرديد . هر روز جمعى از گرسنگان « 5 » تلف مىشدند و فرياد محصوران به ملاء اعلى رسيد و ) « 6 » از هيچ جانب رايحهء مددى به مشام ايشان نمىوزيد « 7 » . امت خان چون ديد كه كار از نگاه داشتن قلعه « 8 » گذشته ، قناديل طلا [ 665 ] و نقره كه بعد از نهب و غارت مرتضى قلى خان پرناك به مرور در تحت « 9 » قبهء ساميه بهم رسيده بود ، برداشته زر نمود كه به لشگر دهد و چيزى از آن « 10 » قناديل « 11 » باقى نماند . مردم درون شهر با ازبكان بيرونى همزبان گشته بواسطهء آزردگى « 12 » كه از امت خان داشتند در تخت برجى نقب زده آن را سوراخ كردند قرب پانصد ازبك به قلعه درآمده « 13 » نفير كشيده متوجه دروازه شدند . غازيان چون از استيلاى مخالفان آگاه شدند ، به دفع ايشان روان گشتند . بعد از كوشش فراوان ازبكان بر ايشان غالب آمده ، خود را به دروازهء قلعهء دويم « 14 » رسانيدند و « 15 » دروازه را بر روى « 16 » ازبكان باز كرده « 17 » لشگر ماوراء النهر به شهر درآمدند . « 18 » نظم « 19 » :
ز اطراف لشگر درآمد به شهر * سرى « 20 » پر ز كينه دلى پر ز قهر
طوفان بلا بالا گرفته به « 21 » تاراج مال شهريان و قتل و خونريزى مؤمنان مشغول شدند . شعر : « 22 »
ز هر گوشه آن جمع غارت پرست * به تاراج مردم گشادند دست
يكى برده انبان دريوزه‌گر * ز قربانش آويخته در كمر
يكى را كف از دانهء پنبه پر * كه هست اين صدف و آن گرانمايه در
ز كشكول دريوزه تا جام زر * ببردند تركان تاراجگر
هامش
( 1 ) - ن : ذكر شمه‌اى از وقايع مشهد مقدس معلى مزكى كه اوزبكان بىايمان تسخير نمودند ( 2 ) - مز : كابر . ن : كار ( 3 ) - ن : بين الهلالين را ندارد . م : نخواهد ( 4 ) - ن : « فقدان » ندارد ( 5 ) - ب ، م : گرسنگى ( 6 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 7 ) - ب : نمىرسيد كه امت خان . م : نمىرسد امت خان ( 8 ) - م ، ن : حصار ( 9 ) - م ، ن : دو تخت ( 10 ) - م ، ن : و از آن چيزى ( 11 ) - ن : « قناديل » ندارد ( 12 ) - م : آزرده‌گى ( 13 ) - ب ، ن : درآمد و ( 14 ) - ب ، م : دوم ( 15 ) - مز ، ب ، م : « و » ندارد ( 16 ) - م ، ن : به روى ( 17 ) - م ، ن : وا كرده ( 18 ) - م ، ن : داخل شدند ( 19 ) - ن : بيت ( 20 ) - ب : سر ( 21 ) - ن : دست به تاراج مال شهريان مردم گشادند و به قتل ( 22 ) - ن : بيت
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 897 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى