ذكر بعضى از وقايع متنوعه كه در دار السلطنه واقع شده « 1 »
چون شاه كامياب و خان عاليجناب قرار قشلاق در دار السلطنهء قزوين دادند ، در آن فصل اگرچه تاراجگر زمستان درختان باغ و بستان را بسان عاصيان « 2 » صحراى « 3 » محشر عريان ساخته بود ، و چمن را كه چندين اطفال رياحين در مهد زمين بود بجز نرگس قرة العينى « 4 » ازو نماند ، و همگى چون عارض گل پژمرده ( و چون شمع لاله دل مرده ) « 5 » شده ، اما فرمانفرماى دى و بهمن همه را پوستين قاقم عنايت فرمود « 6 » و قلل « 7 » جبال از كثرت برف « 8 » چون « 9 » دشت و هامون در نظر بكسان مىنمود ، ( نظم :
رخسارهء لاله پر ز چين شد * آئينه آب آتشين شد
هر برگ كه جلوه كرد گستاخ * در ريختن آمد از سر شاخ ) « 10 »
به خاطر انور رسيد كه ( بمؤداى حقيقت انتماى « تناكحوا و توالدوا تكثروا « 11 » » عمل نموده ) « 12 » ، بعضى از دختران شاهزادگان كه هر كدام درى انداز صدف عصمت و طهارت ، به عقد ازدواج خود درآورند . مهد عليا اغلان پاشا خانم صبيهء غفرانپناه سلطان حسين ميرزا كه زوجهء شاهزاده « 13 » سلطان حمزه ميرزا بود ، در تاريخ عشر ثالث « 14 » شهر ذى حجهء حجهء « 15 » [ ست ] و تسعين و تسعمايهء نواب صدارتپناه و مشايخ و علما و قضات در مجلس بهشت آيين حاضر شده ، مجلس عقد منعقد گشت و چند روز كه از آن گذشت زفاف واقع شد .
پس از آن ، از دختران شاهزادههاى ( ديگر كه هر كدام از يكديگر بهتر بودند ) « 16 » ، قرعه بر نام « 17 » مهد عليا . . . . . « 18 » خانم صبيه بزرگ شاهزادهء غفرانپناه سلطان مصطفى ميرزا افتاده ، شاه كامياب مالك رقاب آن در درج عصمت و طهارت را به عقد نكاح خود درآورده ( و طوى عظيمى و جشن جليلى « 19 » در باغ سعادتآباد نموده ، در آنجا داد « 20 » عيش و فراغت دادند . فراشان چابك - دست ، قبهء بارگاه و چتر را در آن سرزمين به اوج مهر و ماه رسانيدند . شاه كامياب به باغ تشريف آورده ، امرا و اركان دولت را طلب فرموده ، در آن مجلس عالم افروز آواز مغنيان طربساز ، و الحان مطربان خوشآواز از عشرتخانهء ناهيد درگذشت . شعر :
هامش
( 1 ) - ب ، ن : شد
( 2 ) - ن : عاميان
( 3 ) - ب ، ن : « صحرا » ندارد
( 4 ) - ن : قرة العين
( 5 ) - ب ، م ، ن : بين الهلالين را ندارد
( 6 ) - ن : فرموده
( 7 ) - ب : قليل
( 8 ) - مز ، ب : « برف » ندارد
( 9 ) - ب : چون برف . م : چون كوه . ن : چون هامون
( 10 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 11 ) - نسخهها داخل گيومه را ندارد
( 12 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 13 ) - ب ، م ، ن : « شاهزاده » ندارد
( 14 ) - ن : « ثالث سنه » 996
( 15 ) - ب : « حجه » ندارد
( 16 ) - « بين الهلالين را ندارد
( 17 ) - ب ، م ، ن : بنام
( 18 ) - نسخهها ندارد
( 19 ) - ب ، م ، ن : خليل
( 20 ) - مز : داد و