تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
و التسليم و الرضا ، سلطان ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام ( من الملك الاعلى است ، لاجرم بر حسب اقتضاى همت گردون اعتلا و مؤداى حقيقت انتماى « الذين بالملك يقوى و الملك بالدين يبقى » ) « 1 » [ 632 ] همگى همت عالى نهمت مصروف و معطوف بر آنست كه ظل ظليل رأفت شاهانه و سايهء عاطفت بلند خسروانه بر مفارق برايا و كافهء رعايا بر وجهى ممهد گردانيم كه همگى عباد در مهاد امن و امان آسوده و « 2 » در مأمن فراغت و رفاهيت آسوده « 3 » ، مدلول شعر « 4 » :
عمر به خشنودى دلها گذار * تا ز تو خشنود شود كردگار
ورد زبان و حرز جان ايشان باشد و دست تطاول ستم روزگار و تعرض سرپنجهء حادثات ادوار به گريبان احوال ايشان بعد از اين نرسد و دست ظلمه از سر عجزه كوتاه گردد . بايد كه چون بر مضمون حكم اشرف اطلاع حاصل نمايند ، مهمات آنجايى را موقوف دانسته مترصد ورود « 5 » موكب همايون باشند كه در اين زودى مهمات مملكت خراسان را سامان داده ، بتوفيق اللّه سبحانه « 6 » و تعالى و به يمن امداد حضرات ائمهء هدى - ( عليهم صلوات اللّه الملك الاعلى ) « 7 » - رايات نصرت آيات به فتح و فيروزى و اقبال متوجه آن محال [ گرديده ] ، بعد از استقرار بر مقر سلطنت و مشاهدهء احوال هر كس به هر جهتى « 8 » بدانچه مقتضى همت شاهانه و مرحمت خسروانه در برابر آن باشد به عمل خواهد آمد « 9 » » . دو نفر از قورچيان شاه عالميان حكم مذكور را به دار السلطنه آورده ، عليقلى خان و اسمعيل قلى خان چون تعريف خانى « 10 » از ايشان سلب شده ، درهم شدند « 11 » و در جواب عرضه‌اى كه دلالت بر اطاعت نمايد ننوشتند و قورچيان را توقف ننموده فرستادند . چون قورچيان به صوب مشهد مقدسهء منورهء عرش منزلت رسيدند ، حقيقت « 12 » احوال و نفاق « 13 » آن امراى نكبت مآل با پريشانى رعايا و لشگر قزلباش و بىصاحبى آذربايجان و عراق را معروض درگاه عرش اشتباه نمودند ، شاه سكندر « 14 » سپاه عزيمت « 15 » آمدن « 16 » به عراق را با خود جزم نموده ، احكام مطاعه به امرا « 17 » و حكام حدود بلاد ولايات « 18 » خراسان خصوصا دار السلطنهء هرات به ايالت‌پناه معتمد السلطنه عليقلى
هامش
( 1 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 2 ) - ن : « و » ندارد ( 3 ) - ن : آسوده باشند ( 4 ) - ن : بيت ( 5 ) - ب ، م : « ورود » ندارد ( 6 ) - ن : « سبحانه و » ندارد ( 7 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 8 ) - ن : بهرجهت » ندارد ( 9 ) - ب ، ن : آمد و ( 10 ) - ن : خلافى از ايشان شنيده و در همان روز جواب عريضه كه دلالت بر اطاعت باشند - نوشتند ( 11 ) - ب ، م : « شدند » ندارد ( 12 ) - ب ، م ، ن : حقيقت آن احوال ( 13 ) - ن : نفاق امراى و پريشانى ( 14 ) - ب ، م : سكندرشان ( 15 ) - ب ، م : عظمت . ن : عزم ( 16 ) - ب ، م ، ن : « به » ندارد ( 17 ) - ن : با امرا ( 18 ) - ن : ولايت