تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
عند اللّه الملك المنان ، السلطان بن السلطان بن « 1 » السلطان ، و « 2 » الخاقان بن « 3 » الخاقان بن « 4 » الخاقان ابو المظفر سلطان « 5 » شاه عباس بهادرخان بر سرير سلطنت متمكن گرديد ، نعش مبارك آن رضوان جاه را به كربلاى معلى فرستادند و در محل خود ايراد خواهد يافت . عمر شريف آن شاهزاده هيجده « 6 » سال و ده « 7 » ماه ، خط بر عذارش دميده [ بود ] . « 8 » سه فتح نامى او را ميسر شد : اول فتح غوريان . دوم « 9 » جنگ تبريز با روميان . سيم جنگ صايين قلعه با لشگر تكلو و تركمان . از آن رضوان منزلت دو پسر يادگار « 10 » مانده‌اند يكى اسمعيل ميرزا كه « 11 » با ساير شاهزاده‌ها در قلعه مىباشد و يكى سلطان حيدر ميرزا كه بواسطهء مصلحت حال مؤمنان و صلاح احوال مسلمانان او را « 12 » به روم « 13 » فرستاده‌اند و الحال در اصطنبول « 14 » در خدمت سلطان مراد پادشاه « 15 » روم است . تفصيل اين مجمل در محل خود مذكور خواهد شد . و هم در اين سال ، روز يكشنبه بيست و سيم شهر صفر سنهء مذكوره ، حكيم ( تقوى خصال مرضى الافعال ) « 16 » ميرزا محمد در دار العبادهء يزد به جوار رحمت حضرت « 17 » عزت پيوست . وى در علم « 18 » طبابت علمى و عملى بىنظير بود و در وادى تقوى و صلاح عديل خود نداشت . جمع تمامى ادعيه كرده « 19 » و نسخه‌اى مرغوب پرداخته قريب به « 20 » پنجاه هزار بيت است و آن را انيس العابدين نام كرده .

ذكر سوانح حالات و وقايع مهمات بعد از ارتحال شاهزادهء قدسى سمات حميده « 21 » صفات

چون شاه كامياب و شاهزاده‌هاى مستطاب از مراسم تعزيهء آن گنج نهان فارغ شدند ، امراى عظام و عساكر نصرت فرجام و وضيع و شريف از ترك و تاجيك جمع شده ، قرعهء مشورت در باب امور سلطنتى « 22 » و جهانبانى « 23 » و قرار مدار دولت و كامرانى در ميان انداختند . آراى « 24 » آن جماعت بدان « 25 » قرار گرفت كه چون بعد از رحلت شاهزادهء نامدار ، سلطنت و گيتى « 26 » ستانى تعلق به شاه والاجاه
هامش
( 1 ) - ن : ابن ( 2 ) - ب : « و » ندارد ( 3 ) - ن : ابن ( 4 ) - ن : ابن ( 5 ) - ن : « سلطان » ندارد ( 6 ) - ن : هژده ( 7 ) - ن : دو ( 8 ) - مز : ندارد ( 9 ) - ن : دويم ( 10 ) - ن : يادگار ماند ( 11 ) - ب ، ن : « كه » ندارد ( 12 ) - ن : « او را » ندارد ( 13 ) - ب : برونا . م : برون ( 14 ) - ب ، م : در استنبول . ن : ندارد ( 15 ) - ب ، م ، ن : پاشاى ( 16 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 17 ) - م ، ن : « حضرت » ندارد ( 18 ) - ن : « عمم » ندارد ( 19 ) - ب ، م : كرده بود . ن : كرده بودند ( 20 ) - م ، ن : « به » ندارد ( 21 ) - ن : سلطان حمزه ميرزا رحمة اللّه عليه ( 22 ) - ن : « سلطنت » ندارد ( 23 ) - ن : پادشاهى ( 24 ) - ب ، ن : راى ( 25 ) - ب ، ن : بر آن ( 26 ) - ب ، ن : گيتىستان