هفتاد « 1 » و هشتاد كس از تركمان ملازم داشت او را به شهر درآورده ، سركردهها تمامى ذو القدران و شهريان نمود و خانه كوچ او را با خانه كوچ غازيان و اكثر اعيان به نارين قلعه نقل نمود .
اتفاقا در روزى كه مرتضى قلى خان به سراجه رفته بود « 2 » ، در راه بعضى از شتران غازيان و شتران مرشد قلى سلطان « 3 » را ( ملازمان وى پيش كرده برده بودند . در همان روز مرشد قلى سلطان ) « 4 » و جماعت قورخلويان « 5 » كه در شهر بودند تا قمرود از عقب شتران رفته ، شتران خود را گرفته تا « 6 » موازى صد نفر شتر ديگر گرفته ، آخر روز « 7 » به شهر آمدند ، چون به صحت پيوست كه آن جماعت مرتضى قلى خان را بر در قم « 8 » مىآورند . مقارن اين « 9 » ، بعضى از مصلحان ظاهرانديش را با محقر ساورى [ 623 ] نزد وى فرستادند « 10 » كه شايد به موعظه و صلاح خان را برگردانيده « 11 » چندين خانهء مسلمانان « 12 » بواسطهء آمدن ايشان ويران نگردد . مصلحان چون به آمدن ايشان راغب بودند و به حسب ظاهر آن لشگر « 13 » غالب مىنمودند ، آنچه بايست گفت بلكه مرغبات « 14 » اظهار كرده در جواب اخبار موحش ناملايم رسانيد .
چون در شهر خبر رحلت شاهزادهء صاحبقران انتشار « 15 » تمام يافت ، و حقيقت معاملات درگاه گيتىپناه و « 16 » وجود و عدم امرا و سپاه معلوم نبود ، بالضروره « 17 » قرار بر تحصن و در بستن شهر داده شد . مرشد قلى سلطان نيز در اين وادى يكدل و يكجهت قرب پانصد نفر از ترك و تاجيك سپاهى يراق « 18 » دار كه سيصد نفر از آن تفنگچى بودند ( كه در شب تار مور « 19 » را مىتوانستند زد ، ) « 20 » بهم آمد پنج دروازه قم بر اين « 21 » جماعت بخش شد كه محافظت نمايند و جماعت تركمانان « 22 » - كه در شهر بودند و « 23 » خاطر از ممر ايشان جمع نبود - مرشد قلى سلطان آنها را در نارين قلعه فرمود كه نگاه دارند تا معامله مشخص شود .
روز شنبه شانزدهم « 24 » شهر محرم « 25 » سنهء مذكوره ، مرتضى قلى خان با تمامى سرداران و غازيان تركمان از سراجه كوچ كرده ، يكفرسخ راه تا مزار امامزادهء بزرگوار « 26 » طيب و طاهر ( عليهما « 27 » التحيه و الابرار آمده ) « 28 » از آنجا « 29 » تا به شهر « 30 » نيز يك فرسخ است روز ديگرش از آنجا
هامش
( 1 ) - ب ، م : به هفتاد . ن : ندارد
( 2 ) - ب ، م ، ن : « بود » ندارد
( 3 ) - م ، ن : خان
( 4 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 5 ) - م : قورجلويان . ن : قورجلويان
( 6 ) - ن : با
( 7 ) - ن : امروز
( 8 ) - ن : به قم
( 9 ) - ن : اين حال
( 10 ) - مز ، ب : فرستاده شد
( 11 ) - ن : برگردانند
( 12 ) - م ، ن : مسلمان
( 13 ) - ن : لشگر را
( 14 ) - ن : مدعيات
( 15 ) - ب : انتشارى
( 16 ) - ن : « و » ندارد
( 17 ) - مز ، م : بالضرو
( 18 ) - ن : « يراق دار » ندارد
( 19 ) - ب : موى . م : مور
( 20 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 21 ) - ن : برايشان
( 22 ) - ن : تركمان
( 23 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 24 ) - ن : 16
( 25 ) - م ، ن : محرم الحرم
( 26 ) - ن : « بزرگوار » ندارد
( 27 ) - م : عليهم
( 28 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 29 ) - ن : كه از آنجا
( 30 ) - ن : به شهر نيز يك فرسخ » ندارد . م : به شهر يك فرسخ