روز ديگر خبر رسيد كه فرهاد پاشا از طسوج كوچ كرده متوجه تبريز شد . چون لشگر قزلباش آنچنانكه بايد جمع نبودند كه سردار را استقبال نمايند ، ناچار اهل تبريز را رخصت دادند كه از شهر بيرون روند « 1 » و در روز سهشنبه بيست و چهارم شهر رمضان سنهء مذكوره ، اردوى همايون كوچ كرده در چرنداب نزول اجلال فرمودند « 2 » .
در آن روز محنت اندوز علامت « 3 » روز قيامت مشاهده عالميان گشت بازارها و خانهها را آتش زدند و بمؤداى
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ »
« 4 » ، هيچكس به يكديگر التفات نمىفرمود « 5 » تا عصرى چنان شد كه متنفسى « 6 » در تبريز نماند . روز ديگر اردوى همايون « 7 » از چرنداب كوچ كرده از راه فهوسفنج « 8 » و خواجه خوشنام به دو متزل به حوالى ازدم « 9 » دول آمدند و روز عيد فطر فرهاد پاشا در كنار آب شور نزول نمود فرهاد پاشا آزوقه و باروط « 10 » و يراق قلعه تبريز را كه حسب الامر خواندگار « 11 » آورده بود ، نقل قلعه نموده ، خاطر از آن ممر جمع فرمود « 12 » و جوانب قلعه را هموار كرده ، مراجعت نمود و « 13 » مقارن اين حال ، در اوايل شوال « 14 » سردار مذكور چند مرتبه كتابات به امراى عظام نوشته ، مقدمات صلح به ميان انداخت مشروط بر آنكه الكايى « 15 » كه در تحت تصرف خواندگار درآمده از ايشان باشد و ازين طرف امراى عظام راضى به صلح شدند مشروط « 16 » بر آنكه دست از تبريز بدارند و در عوض تبريز نخجوان را بدهند « 17 » يا موازى جمع تبريز همه ساله پيشكش و تحف و « 18 » هدايا به روم فرستند و فرهاد پاشا « 19 » و سردار عساكر صريح در كتابات نوشته بود كه من به جنگ نيامدهام ، غرض من آنست كه باعث اين صلح شوم و نام نيك در عالم بگذارم . و همچنين ايلچى از جانب محمد پاشا حاكم سواس در روز دوشنبه ششم شهر « 20 » شوال نزد محمدى « 21 » خان تخماق به ازدمدول « 22 » [ 620 ] آمده ، جواب مرغوب گرفته مراجعت نمود و عليقلى خان طهماسب قلى بيك ملازم خود را جهت قرار صلح در روز ششم شهر شوال نزد محمد پاشاى مذكور فرستاد و در پنجشنبه نهم شهر مذكور ولى بيك چاشنى گيرباشى از جانب فرهاد پاشا به « 23 » درگاه معلى آمده « 24 » التماس كتابات و اسناد معتبر از جانب نواب كامياب اعلى و نواب عالى « 25 » به خواندگار نمود و مقرر شد كه كتابات نوشته مصحوب كس معتبر نزد فرهاد پاشا فرستند « 26 » .
هامش
( 1 ) - ن : بروند
( 2 ) - ب ، م ، ن : نمودند
( 3 ) - م . ن : « علامت روز » ندارد
( 4 ) - سوره 80 آيه 34
( 5 ) - ب ، م ، ن : نمىفرمودند
( 6 ) - ن : تنفس
( 7 ) - مز : همين
( 8 ) - ب : فحوسفبح . مز : فهفوسفنج
( 9 ) - ب : و دل
( 10 ) - ب ، م : باروت
( 11 ) - م : خوندگار
( 12 ) - ن : نمود
( 13 ) - ن : « و » ندارد
( 14 ) - ن : شهر شوال
( 15 ) - ب ، م : الكاء
( 16 ) - ن : به همين شرط كه
( 17 ) - ن : با
( 18 ) - ن : « و » ندارد
( 19 ) - ب ، ن : پاشاى سردار - ن : پاشا سردار
( 20 ) - ن : « شهر » ندارد
( 21 ) - م ، ن : محمد خان
( 22 ) - ب ، م : و دل
( 23 ) - ب ، م : « به » ندارد
( 24 ) - ن : آمده بود
( 25 ) - ن : اعلى به خوندگار
( 26 ) - ب ، م ، ن : فرستد