رفتن شاهزادهء عالميان به آذربايجان به ملازمت پادشاه همايون اسكندرشان « 1 »
نوبت ديگر صاحبقران عادل با سپاه پردل ، طى مراحل و منازل نموده ، با سپاه بىكران از تخمين « 2 » مهندسان متوجه آذربايجان گشت . شعر « 3 » :
همى رفت سلطان عاجز نواز * سلامتتر از كاروان حجاز
نجستند آن خبل انجم عدد * بجز همتى از رعيت مدد
شاهزادهء صاحبقران در « 4 » اواخر ماه شعبان به دار السلطنه داخل شده ، شاه كامياب به اتفاق شاهزاده ابو طالب ميرزا ، نواب عالى را استقبال فرموده ، به عظمت « 5 » هرچه تمامتر به دولتخانهء مباركه فرمودند . بعد از چند روز شروع در گرفتن قلعه شده ، شاهزادهء گيتىستان با لشگر بسيار و تفنگچيان بىشمار سوار گشته ، اطراف و جوانب قلعه را ملاحظه فرموده ، به غوغاى هرچه تمامتر و « 6 » نقاره و نفير و كرنا « 7 » و سورن ، سيبه تعيين فرمودند و در اين مرتبه دور قلعه را گرفته محاصره كردند و در روز اول پنج مرتبه توپ بزرگ را بر برجى كه در كنار رودخانه پيش محله « 8 » سنجازان واقع است زدند و توپ ميانه را « 9 » كه نواب شاهزادگى « 10 » خود ترتيب داده بود ، به باغچهء مسجد نصريه برده به جانب منازل دفترخانه ( بستند و روزى ده دوازده توپ مىانداختند دفترخانهء ) « 11 » خاصه - كه متصل « 12 » به ديوار صاحبآباد « 13 » بود - آن را ويران ساخته ، سه چهار برج ديگر به زمين « 14 » مساوى گشت . اهل قلعه از اين معامله به زينهار « 15 » آمده ، مدت ده روز « 16 » مهلت و امان خواستند . كار بر اهل قلعه تنگ شد و همچنين سعيى « 17 » كه در اين « 18 » مرتبه فرمودند « 19 » اگر در اوان سابق مىفرمودند يقينا تسخير قلعه شده بود « 20 » . چون وقت تنگ گشته بود و هر روز خبر آمدن فرهاد پاشا سردار به الكاى خوى و سلماس و طسوج مىرسيد و باعث تزلزل قزلباش و تبريزيان مىگشت ، آن جماعت بىدست و دل گشتند و اهل قلعه به وسيلهء شاهرخ خان قرار به صلح دادند . در اين اثنا خبر رسيدن « 21 » سردار نابكار به طسوج رسيد . امراى عظام قرار دادند كه يورش نمايند اگر تسخير قلعه شد فهو المدعا « 22 » ، و گرنه علاجى « 23 » ديگر نمايند .
هامش
( 1 ) - ب : اسكندر نشان
( 2 ) - ن : تخمى
( 3 ) - م ، ن : ندارد
( 4 ) - مز ، ب : او را
( 5 ) - م : عزمت
( 6 ) - م ، ن : به
( 7 ) - م ، ن : كرهنا
( 8 ) - م ، ن : « محله » ندارد
( 9 ) - ن : « را » ندارد
( 10 ) - م ، ن : شاهزادهگى
( 11 ) - م ، ن : بين الهلالين را ندارد
( 12 ) - م ، ن : « متصل » ندارد
( 13 ) - ب ، م ، ن : آباد متصل
( 14 ) - م ، ن : بر زمين
( 15 ) - ب ، م ، ن : به زنهار
( 16 ) - ب : ده دوازده روز . ن : دوانزده روز
( 17 ) - ب ، م ، ن : سعى
( 18 ) - م : در
( 19 ) - ب ، م : فرمودند كه
( 20 ) - ب ، م ، ن : بود و
( 21 ) - ن : رسانيدند كه
( 22 ) - ن : المراد
( 23 ) - ن : علاج