تكلو چون دانستند و به عين اليقين مشاهده كردند كه با ولىنعمت برابرى نمىتوان كرد و كار به نوعى ديگر بوده و فتح و نصرت موقوف به عنايت فرمانفرماى پادشاه قضا و قدر گشته ، عنان ادبار به صوب فرار انعطاف داده هر كدام به جانبى « 1 » رفتند . شعر « 2 » :
نه جاى قرار و نه راه ستيز « 3 » * نهادند ناكام رو در گريز « 4 »
جنود ظفر ورود شاهزادگى « 5 » صاحبقرانى « 6 » گيتىستانى « 7 » به تأييدات « 8 » ملك ربانى « 9 » ( و توفيقات « 10 » واهب سبحانى ) « 11 » ، رايات « 12 » فتح و نيروزى برافراخته نسيم ظفر شميم
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
« 13 » نداى
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
« 14 » به گوش هوش عالميان رسانيد و از چهرهء پيكر نصرت اثر
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
« 15 » غبار كلفت رفع گردانيد .
چون شاهزادهء صاحبقران ملتزم بود كه بعد از فتح پيرامون قتل آن فئه « 16 » برگشته روزگار نگردد « 17 » ، لهذا كسى از آن جماعت گنهكار را تعاقب ننمود « 18 » و متعرض قتل ايشان « 19 » احدى نگشت ، آنچه آن جماعت سياهدل در دل داشتند نعوذ باللّه اگر قضيه برعكس مىافتاده از آن مردم قريب « 20 » به سيصد « 21 » كس در آن معركه كارزار كشته افتاده بودند . شعر « 22 » :
ز كشته فتاده در آن انجمن * نه « 23 » تابوت نه نوحهگر نه « 24 » كفن
شاهزاده كشورگشاى صاحبقران ، بعد از سجدات شكر آلهى ( و مراسم صلوات و سلام بر ارواح مقدسات حضرات رسالتپناهى « 25 » و حضرات ايمهء معصومين صلوات اللّه و سلامه عليه و عليهم اجمعين ) « 26 » آخر آن روز عنان عزيمت به اردوى عالى معطوف داشته از روى فرح و خوشحالى تشريف فرمودند .
( فقير مؤلف در آن روز عالم افروز ، در پاى [ 615 ] علم نصرت اثر آن « 27 » والاگهر بود و به خواندن سورهء انا فتحنا و ادعيهء ماثوره مواظبت مىنمود ) « 28 » قاضى عبد اللّه ورامينى « 29 » در تاريخ شكست اينچنين يافته ، شعر « 30 » :
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : بجاى
( 2 ) - ب : نظم . م ، ن : ندارد
( 3 ) - ن : نه جاى فرار و نه راهى ستيز
( 4 ) - ب : و ستيز
( 5 ) - ب ، ن : شاهزادهء م : شاهزادهگى
( 6 ) - ن : قران
( 7 ) - ن : « گيتىستانى » ندارد
( 8 ) - ن : « ات » ندارد
( 9 ) - ن : منان
( 10 ) - ب ، م : بتوفيقات
( 11 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 12 ) - ن : رايت
( 13 ) - سوره 17 آيه 18
( 14 ) - سوره 48 آيه 1
( 15 ) - سوره 48 آيه 3
( 16 ) - ب : قبيله . ن : قبله
( 17 ) - نگردد و
( 18 ) - ن : ننمود متعرض
( 19 ) - ن : « ايشان » ندارد
( 20 ) - ن : قرب
( 21 ) - ن : قرب سيصد
( 22 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 23 ) - ب ، م : نتابوت . ن : نه تابوت و
( 24 ) - ب ، م : نى
( 25 ) - م : پناه
( 26 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 27 ) - م : انولاگير
( 28 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 29 ) - ن : « ورامينى » ندارد
( 30 ) - ن : تاريخ . م : ندارد