زدند و از آنجا به اردو آمده ، همگى خبر بود كه بعضى از امراى تكلو و تركمان مثل مسيب خان و ادهم خان مترصدند « 1 » كه چون اردوى عالى به « 2 » نزديك ايشان رسد ، آن جماعت را گذاشته ، به پايبوس شاهزادگى « 3 » سرافراز گردند .
چون مدار مهمات شاهزاده طهماسب ميرزا و للگى « 4 » و رتق و فتق و قبض و بسط « 5 » آن بدست محمد خان و تركمانان « 6 » بود ، و « 7 » تكلويان و ديگر مردم از اين در بيم « 8 » بودند ، منصب وكالت شاهزاده را به مسيب خان و ايشك « 9 » آقاسىباشى « 10 » به على سلطان پاك مال ولد ولى خان تكلو تفويض كردند و يك مرتبه آن جماعت را تسلى ساختند . چون خبر وصول عساكر ظفر مآثر نواب شاهزادهء « 11 » سمى امامزادهء باهر در طارم و سلطانيه بدان جماعت رسيد ، از دار السلطنه با كوچ و يراق و اسباب بيرون آمده به حوالى جكيجكى آمدند و باز بر زبانها « 12 » مىگذشت كه وليخان تكلو آماده « 13 » و مهياى آن شده كه با سه « 14 » هزار كس شبيخون بر سر اردوى همايون آورد « 15 » و تزلزل من جميع « 16 » الجهات در مردم اردوى عالى كه تمامى صاحب غرض بودند واقع بود غافل از آنكه ، شعر « 17 » :
چراغى را كه ايزد بر فروزد * هر آنكس پف كند ريشش بسوزد
مقدر چنين بود كه آن شاهزادهء متوكل « 18 » غالب آيد . چه « 19 » آن حضرت از لشگر قطع علايق « 20 » كرده ، [ 611 ] ( دست توكل بمدد قل آللهم « 21 » توتى الملك ) « 22 » گشاده ، زبان وقت به فحواى اين ابيات مترنم داشت . بيت « 23 » :
به تقدير ايزد پسنديدهام * اميد از همه خلق ببريدهام
نكو داشت ايزد مرا تا كنون * نكو داردم تا كنون زندهام
روز دوشنبه پانزدهم « 24 » ماه مذكور ، از منزلى كه در آن چند روز توقف فرموده بودند كوچ كرده قرب يكفرسخ راه طى كرده نزول فرمودند . در « 25 » روز ديگرش عرض لشگر ديده پنج شش هزار كس از مردم خوب و زبون به قلم درآمد تا مردم ايل نيز داخل اردوى عالى گشته « 26 » بودند . « 27 »
هامش
( 1 ) - ب : مترسداند . ن : ميرسيدهاند
( 2 ) - ب ، ن : « به » ندارد
( 3 ) - ن : شاهزادهگى
( 4 ) - ن : « للگى » ندارد
( 5 ) - ب : بست . ن : داد و ستد
( 6 ) - م ، ن : تركمان
( 7 ) - ب : « و » ندارد
( 8 ) - ب ، ن : درهم
( 9 ) - ن : ايشيك
( 10 ) - ن : باشى را
( 11 ) - ب : شاهزاد
( 12 ) - ب : زنها
( 13 ) - ن : آمده
( 14 ) - ب ، م ، ن : سى
( 15 ) - م ، ن : « آورد » ندارد
( 16 ) - م ، ن : جميع جهات
( 17 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 18 ) - ب ، ن : توكل
( 19 ) - م ، ن : چو
( 20 ) - ب : علاقه . ن : عليقه
( 21 ) - ب : اللهم مالك الملك
( 22 ) - ن : بين الهلالين را ندارد . م : خوانا نيست
( 23 ) - م : ندارد
( 24 ) - ن : 105 شهر
( 25 ) - ب ، م ، ن : و در
( 26 ) - م ، ن : گشتند
( 27 ) - م ، ن : بودند