تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
زدند و از آنجا به اردو آمده ، همگى خبر بود كه بعضى از امراى تكلو و تركمان مثل مسيب خان و ادهم خان مترصدند « 1 » كه چون اردوى عالى به « 2 » نزديك ايشان رسد ، آن جماعت را گذاشته ، به پايبوس شاهزادگى « 3 » سرافراز گردند . چون مدار مهمات شاهزاده طهماسب ميرزا و للگى « 4 » و رتق و فتق و قبض و بسط « 5 » آن بدست محمد خان و تركمانان « 6 » بود ، و « 7 » تكلويان و ديگر مردم از اين در بيم « 8 » بودند ، منصب وكالت شاهزاده را به مسيب خان و ايشك « 9 » آقاسىباشى « 10 » به على سلطان پاك مال ولد ولى خان تكلو تفويض كردند و يك مرتبه آن جماعت را تسلى ساختند . چون خبر وصول عساكر ظفر مآثر نواب شاهزادهء « 11 » سمى امامزادهء باهر در طارم و سلطانيه بدان جماعت رسيد ، از دار السلطنه با كوچ و يراق و اسباب بيرون آمده به حوالى جكيجكى آمدند و باز بر زبانها « 12 » مىگذشت كه وليخان تكلو آماده « 13 » و مهياى آن شده كه با سه « 14 » هزار كس شبيخون بر سر اردوى همايون آورد « 15 » و تزلزل من جميع « 16 » الجهات در مردم اردوى عالى كه تمامى صاحب غرض بودند واقع بود غافل از آنكه ، شعر « 17 » :
چراغى را كه ايزد بر فروزد * هر آنكس پف كند ريشش بسوزد
مقدر چنين بود كه آن شاهزادهء متوكل « 18 » غالب آيد . چه « 19 » آن حضرت از لشگر قطع علايق « 20 » كرده ، [ 611 ] ( دست توكل بمدد قل آللهم « 21 » توتى الملك ) « 22 » گشاده ، زبان وقت به فحواى اين ابيات مترنم داشت . بيت « 23 » :
به تقدير ايزد پسنديده‌ام * اميد از همه خلق ببريده‌ام
نكو داشت ايزد مرا تا كنون * نكو داردم تا كنون زنده‌ام
روز دوشنبه پانزدهم « 24 » ماه مذكور ، از منزلى كه در آن چند روز توقف فرموده بودند كوچ كرده قرب يكفرسخ راه طى كرده نزول فرمودند . در « 25 » روز ديگرش عرض لشگر ديده پنج شش هزار كس از مردم خوب و زبون به قلم درآمد تا مردم ايل نيز داخل اردوى عالى گشته « 26 » بودند . « 27 »
هامش
( 1 ) - ب : مترسداند . ن : ميرسيده‌اند ( 2 ) - ب ، ن : « به » ندارد ( 3 ) - ن : شاهزاده‌گى ( 4 ) - ن : « للگى » ندارد ( 5 ) - ب : بست . ن : داد و ستد ( 6 ) - م ، ن : تركمان ( 7 ) - ب : « و » ندارد ( 8 ) - ب ، ن : درهم ( 9 ) - ن : ايشيك ( 10 ) - ن : باشى را ( 11 ) - ب : شاهزاد ( 12 ) - ب : زنها ( 13 ) - ن : آمده ( 14 ) - ب ، م ، ن : سى ( 15 ) - م ، ن : « آورد » ندارد ( 16 ) - م ، ن : جميع جهات ( 17 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 18 ) - ب ، ن : توكل ( 19 ) - م ، ن : چو ( 20 ) - ب : علاقه . ن : عليقه ( 21 ) - ب : اللهم مالك الملك ( 22 ) - ن : بين الهلالين را ندارد . م : خوانا نيست ( 23 ) - م : ندارد ( 24 ) - ن : 105 شهر ( 25 ) - ب ، م ، ن : و در ( 26 ) - م ، ن : گشتند ( 27 ) - م ، ن : بودند