به سرعت و استعجال خود را به دار السلطنه پيشتر « 1 » از امرا داخل شوند « 2 » رسانيده هرچه مقتضاى وقت باشد به عمل آورد . نواب شاهزادگى « 3 » و نواب خانى در تراضى خاطر اسمعيل قليخان كوشيده « 4 » مجددا تعهدات با وى نمودند و او را رعايت « 5 » فرموده مرخص ساختند . مشار اليه به قدغن تمام متوجه آن ديار شد و « 6 » راى شاهزاده و خان عاليشان بدان قرار گرفت كه خود نيز متعاقب از عقب روان شده به عراق روند و معاملهء امراى مخالف را يكطرف نمايند .
ذكر « 7 » بعضى از وقايع متنوعه « 8 » كه در اين سال رخ نمود « 9 »
هم در اين سال « 10 » محمد قلى ميرزا ولد عيسى خان گرجى - كه از اعاظم سلاطين گرجستان بود - و نهال با كمالش در چمن حسن و جمال طوبى مثال سرسبز گشته ، در ميانهء قزلباش نشو و نما يافته بود ، و در ايام سادگى و نهايت خوبى و رعنايى منظور نظر شاهزادهء كامياب شده همواره آفتاب مثال همراه « 11 » و ملازم آن « 12 » نيراختر برج سلطنت و جلال يعنى شاهزادهء نيكوخصال بود و پيوسته جام آمالش از سلسال زلال عاطفت آن قمر طلعت مالامال « 13 » - در شب يكشنبه بيست و چهارم « 14 » شهر ذى قعدة الحرام سنهء ثلث « 15 » و تسعين و تسعمائه « 16 » در شب تار ، همراه شاهزادهء كامكار كه به قلعهگيرى و لوازم آن و « 17 » مراسم سيبه ساختن در دار السلطنهء تبريز اقدام داشتند - از پشت بام مسجد نصريه - كه در صاحباباد تبريز است - افتاده شربت فنا چشيد « 18 » و سلطان خليل بيك ولد شمخال سلطان چركس كه از نيازمندان او بود ، نعش او را برداشته به قصد آنكه به مشهد مقدس رضيهء رضويه ( على راقدها الف الف سلام و تحيه ) « 19 » برده دفن نمايد « 20 » ، متوجه دار السلطنهء قزوين گشت .
ديگر از ( قضاياى هايله و حادثهء نازله ، فوت غفرانپناه ) « 21 » امير شمس الدين محمد صدر است كه ( به مرض استسقاء و سوء الغينه ، در شب دوشنبه بيست و چهارم شهر ذى حجة الحرام حجهء مذكوره ، در نصف شب لبيك حق را ) « 22 » اجابت « 23 » نمود و در روز مذكور تجهيز و تكفين وى در منزل « 24 » ميرزا عبد الحسين كه از نباير دختران ميرزا جهانشاه « 25 » است و خانهء مذكور در سر خيابان در حوالى بقعهء مظفريه - كه از مستجدثاث پادشاه مذكور واقع است و غفرانپناه مشار اليه در آنجا
هامش
( 1 ) - ن : پيش
( 2 ) - مز ، ب ، م : داخل شوند رسانيده . ن : گردانند كه
( 3 ) - ب ، م : شاهزادهگى
( 4 ) - م : كوشيد
( 5 ) - ب ، م ، ن : غايب
( 6 ) - ن : « و » ندارد
( 7 ) - م : عنوان محو شده
( 8 ) - ب : مشنوعه
( 9 ) - ب : نموده است
( 10 ) - م : در سال
( 11 ) - م ، ن : « همراه » ندارد
( 12 ) - م : « آن قمر » ندارد
( 13 ) - ن : مالا
( 14 ) - ن : 24
( 15 ) - م : ثلاث
( 16 ) - ن : 993
( 17 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 18 ) - ن : چشيده
( 19 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 20 ) - م ، ن : نمايند
( 21 ) - م ، ن : بين الهلالين را ندارد
( 22 ) - م ، ن : بين الهلالين را ندارد
( 23 ) - ن : دعوت حق را لبيك
( 24 ) - م ، ن : « وى در منزل » ندارد
( 25 ) - م ، ن : شاه جهان