خدام رفيع مقام و ارباب و اهالى و متوطنان و مقيمان آن عتبهء عرش نشان به استقبال بيرون شتافته از جمال خورشيد مثال آن آفتاب سپهر حسن و جلال ديدهء بصيرت روشن گردانيدند و در ضمن دعا گوييها « 1 » مضامين اين ابيات به مسامع عز و جلال شاه كامكار رسانيدند . نظم « 2 » :
الا اى فلك قدر گردون مقام * حريم درت كعبهء خاص و عام
تويى « 3 » اى فلك قدر خورشيد راى * كه مهر فلك بوسدت خاك پاى
چو خورشيد تابان ز قصر بلند * حصار « 4 » سپهرت بريز كمند
به شاه خراسان ترا التجاست * ميسر ز لطف حقت « 5 » مدعاست
الهى كه تا در فلك آسمان * بجان بندهات رستم داستان
ز شاه خراسان حمايت تراست * حمايت ز شاه ولايت تراست
تو خورشيد فيضى و لطف تو عام * الهى بود سايهات مستدام
به تو تخت و دولت مباهى بود * معين تو لطف الهى بود ) « 6 »
شاه جمجاه ، در اواخر شهر رجب المرجب « 7 » سنهء مذكوره ( در مشهد مقدسه « 8 » بر سرير تخت سلطنت نشسته ) « 9 » مشهد مقدس معلى را دار السلطنه ساختند . منشيان عطارد بيان احكام به ولايات « 10 » خراسان نوشته ، محل به محل امرا تعيين فرمودند و حكم استمالت جهت عليقلى خان به هرات فرستاده ، خلاع فاخره « 11 » ارسال داشتند و هرات را به دستور به دو عنايت فرمودند .
ذكر بعضى از وقايع متنوعه و تتمهء « 12 » حالات مردم دار السلطنه « 13 »
چون عثمان پاشا - در ايامى كه داخل دار السلطنهء تبريز شد ترتيب قلعهء بهتر و مناسبتر از دولتخانهء مباركه كه به صاحباباد اشتهار دارد نديد چه از جهت وسعت و ساير خصوصيت - از ابتداى غرهء شهر شوال لغايت « 14 » كه مدت سى روز بوده « 15 » باشد ، هر صباح تا شب از چرنداب با لشگر به صاحباباد آمده سر كارى كاركنان نموده شب به اردوى خود مراجعت نمود . آنقدر مصالح از سنگ مزارات سرخاب و غير ذلك و « 16 » عمله و كاركنان « 17 » ايشان به جهت ترتيب حصار جمع آوردند « 18 » كه عقل از آن حيران بماند .
هامش
( 1 ) - ن : « گويىها مضامين » ندارد
( 2 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 3 ) - ب : تويى آن . م : « تويى » ندارد
( 4 ) - ب ، م : حصارى
( 5 ) - ب : حق ار . م :
حق از . ن : شه از
( 6 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 7 ) - ن : « المرجب » ندارد
( 8 ) - ب : مقدس
( 9 ) - م ، ن : داخل پرانتز را ندارد
( 10 ) - ب ، م : به ولايت
( 11 ) - مزه فاخر
( 12 ) - ب : « و تتمه » ندارد
( 13 ) - ن : دار السلطنهء تبريز . م :
عنوان خوانا نيست
( 14 ) - ن : لغايت سلخ
( 15 ) - ب : بود
( 16 ) - مز ، م : « و » ندارد
( 17 ) - ب : عمله كاركنان
( 18 ) - م : آورند