اين ندابه گوش « 1 » هوش او رسانيدند
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ
« 2 »
مِنَ النَّارِ »
« 3 » . نظم « 4 » :
هميشه تا بود ليل و نهار و هفته و « 5 » ساعت * هميشه تا بود گردون « 6 » و ماه و تير « 7 » و كيوانش
الهى « 8 » تا دم محشر خلاص از آتش دوزخ * مگردان « 9 » و بگردان در ميان « 10 » نار سوزانش
نزديكان و مقربان فوت « 11 » او را از عسكر مخفى داشته ، در محفه مىگردانيدند و محل طلوع صبح كوچ كرده ، اكثر الاغان « 12 » و شتران كه از ممر بىقوتى لاغر و زبون شده بودند ، انداخته به سرعت تمام روانه شدند و بسيارى از احمال و اثقال « 13 » ايشان بواسطهء آنكه الاغ بارى بلكه « 14 » سوارى نداشتند در راه ماند « 15 » .
چون خبر كوچ ايشان به وضوح پيوست ، شاهزادهء كامكار و امراى نامدار به ايلغار از عقب ايشان روان گشته ، تا چبستر « 16 » و طسوج رفتند . چغال « 17 » بدسگال از خوف و هراس به ايلغار تمام بقية « 18 » السيف عساكر هزيمت مآثر را پيش انداخته به سرعت « 19 » تمام متوجه بلاد روم شد ( باز آمدنت نيست چو رفتى رفتى ) « 20 » .
گفتار در محاربه ميانهء « 21 » امراى شاملو و استاجلو در موضع سوسفيد خراسان و وقايع آن زمان
در اين سال « 22 » ، متواتر رسولان و ملازمان از جانب مرشد قلى خان استاجلو - كه به سعى و اهتمام خود به حكومت مشهد مقدس معلى اقدام نموده استقلال تمام يافته - با تحف و هداياى لايقه به درگاه آمده ، مجددا يكجهتى و بندگى « 23 » خود را بر صفحهء ضمير منير مرتسم گردانيده ، مشمول الطاف خسروانه گرديد و بندگان اعلى و نواب شاهزادهء ظفرلوا از اعمال سابق او « 24 » اغماض عين فرموده به تشريفات و تفقدات او را سرافراز نمودند « 25 » . از اينجهت كه دم از بندگى « 26 » نواب كامياب اعلى زده بود ، دوستى و موافقتى كه فيما بين مشار اليه و عليقلى خان شاملو مسلوك بود به مخالفت « 27 »
هامش
( 1 ) - ن : به گوش و
( 2 ) - ن : اسفل السافلين
( 3 ) - سوره 4 آيه 145
( 4 ) - ب ، م ، ن : ندارد
( 5 ) - م : « و » ندارد
( 6 ) - م : جز . ب . م : « و » ندارد
( 7 ) - م : تير كيوانش . ن : مهر كيوانش
( 8 ) - ب : نظم
( 9 ) - م : نگردان . ن : بگردان
( 10 ) - ن : جان او از . م : « در ميان » ندارد
( 11 ) - ن : مونث خود
( 12 ) - ن : اولاغان
( 13 ) - ن : انتقال
( 14 ) - ن : و مرشد قلى خان با عليقلى خان در حوالى ترشير و شكست عليقلى خان
( 15 ) - ن : ندارد
( 16 ) - ب : جزو طبوح . م : خيسروصوح . ن : به شبستر و طوج
( 17 ) - مز ، ب ، م : چقال
( 18 ) - ن : با بقيه
( 19 ) - ب ، م ، ن : « به سرعت تمام » ندارد
( 20 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 21 ) - ن : « ميانه » ندارد
( 22 ) - ن : ايام . م : ندارد
( 23 ) - ن : بندهگى
( 24 ) - م : و
( 25 ) - م : نمود . ن : ندارد
( 26 ) - ب : بندهگى
( 27 ) - ب ، م ، ن : و مخالفت