چون صف سپاه قزلباش از ميان رودخانه بالا آمده مشاهده روميان گرديد ، خوف و رعب « 1 » تمام از تيغ « 2 » بىدريغ غازيان خونآشام در ضمير جماعت اروام استيلا يافته ، علامت عجز و انكسار از صفحات احوال خود مشاهده نمودند و چيغال دانست كه كار به نوعى ديگر و فتح و نصرت موقوف به عنايت « 3 » كار « 4 » فرماى قضا و قدر است ، به اتفاق غازىگراى « 5 » [ 590 ] تاتار و پاشايان نابكار ، عنان ادبار به صوب فرار انعطاف داده ، جنود ظفر ورود به تأييد ملك ودود ، رايات فتح و فيروزى افراخته ، مخالفان را تعاقب نمودند و تا حوالى خيابان شهر از پى ايشان دوانيده ، قريب به دو هزار كس را طعمهء شمشير آبدار گردانيده ، به آتش كارزار سوختند و رقعهء
« وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ »
« 6 » بر گريبان « 7 » جان آن خاكساران دوختند و جمعى كثير از مردم معتبر و سنجق در اين جنگ به قتل آمده « 8 » بيرام بيك ولد سلطان حسين سلطان سليمانى « 9 » كه از امراى معتبر اكراد بود و « 10 » در اين جنگ به قتل آمده « 11 » با كنعان كدخدا « 12 » وزير سنان پاشا و چند نفر ديگر زنده اسير گشتند و علم چبغال اغلى با چند علم ديگر بدست غازيان درآمد « 13 » و غازيان سرهاى مقتولان را جدا كرده با اخترمها به درگاه اعلى « 14 » آمدند .
روز ديگر شاهزادهء گيتى ستان « 15 » متوجه احوال غازيان گشته « 16 » هر كس سرو اخترمه « 17 » آورده بود ، نثار موكب عالى نموده ، فراخور حال به تفقدات و نوازشات سرافراز مىگشت و مهديقلى سلطان شاملو كه از راه سرخاب رفته بود ، موازى ششصد « 18 » نفر شتر و اسب و استر كه در آب شور و آن « 19 » حوالى بوده پيش انداخته چهل نفر از مستحفظان آنها را « 20 » به قتل رسانيده در همان روز به اردوى اعلا « 21 » آمد . عثمان پاشا از وقوع اين حالات و شكستى « 22 » چنين ، به غايت مضطر و پريشان گشته چون چارهاى نداشت با خود قرار داد كه انتقام آن از جماعت تبريزيان كشد و از عاقبت
« فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ »
« 23 » مطلقا انديشه ننموده ، روز ديگر حكم قتل « 24 » عام و غارت و يغماى شهر فرمود .
تمامى ينكچريان خود را به كوچهها و محلها انداخته ، هر كس را به نظر درآوردند به
هامش
( 1 ) - ن : « و رعب » ندارد
( 2 ) - م : به تيغ
( 3 ) - ن : به فرمان عنايت
( 4 ) - ب : « كار » ندارد
( 5 ) - ب ، ن : غازىگراى خان . م : غازىگيرى خان
( 6 ) - سوره 4 آيه 89
( 7 ) - ب ، م ، ن : به گريبان
( 8 ) - م : حسين سليمان
( 9 ) - ن : سليمان
( 10 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 11 ) - ب ، ن : آمده و
( 12 ) - ن : « كدخدا » ندارد
( 13 ) - ن : درآمده
( 14 ) - مز : اعلا
( 15 ) - م : « ستان » ندارد
( 16 ) - ب ، ن : شده
( 17 ) - ب ، م ، ن : اخترمها
( 18 ) - م : ششصد نفر . ن : ششصد شتر
( 19 ) - ن : آن آب
( 20 ) - مز : « را » ندارد
( 21 ) - مز : اعلا . ن : اعلا آمده . م : اعلى آمده . ب : اعلى آمد و
( 22 ) - ن : شكستنى
( 23 ) - سوره 10 - آيه 39
( 24 ) - ن : قتل و يغما