درجهء شهادت رسانيده « 1 » ، ( به عالم آخرت مىرسانيدند ) « 2 » و از ديوار باغچهها به خانهها در « 3 » آمده ، هر كس را « 4 » كه در نقبها و زيرزمينها پنهان شده بود ، بيرون آورده « 5 » به قتل رسانيدند و آتش قتل و غارت به نوعى بالا گرفت ، كه [ فرياد ]
لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ »
« 6 » از طبقات سموات درگذشته « 7 » آيهء
« يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ »
« 8 » بر اموال و اسباب مسلمانان خواندند و قريب به هفت هشت هزار نفر به قتل در « 9 » آورده « 10 » ، با صد نفر از پير زنان طعمهء شمشير ساختند و چند تن از سادات صحيح النسب و علما و صلحا در اين « 11 » قتلعام شربت شهادت چشيدند « 12 » و اطفال شيرخواره را « 13 » پاى بر شكم نهاده به عالم آخرت رسانيدند و موازى هفت هشت هزار نفر از سادهرخان مهلقا « 14 » و دختران سمن سيما و زنان حورلقا و اطفال مسلمانان از تبريزيان اسير نموده در ميانهء يكديگر خريد و فروخت نمودند . بسيارى از سنيان « 15 » كه از اين قضيه شاد و فرحان بودند تمامى به قتل رسيدند و محبت آن جماعت مفيد نيفتاد « 16 » . مجملا « 17 » از ظهور اسلام تا غايت ، اين « 18 » نوع قتل عامى بر زمرهء مؤمنين سمت ظهور نيافته بود و هيچ يك از سلاطين كفر جرأت به اين امرى شنيع نكرده بودند كه از اين عثمان « 19 » بىايمان نسبت « 20 » به مسلمانان صادر شد . اين ابيات در [ 591 ] ذكر اين هايلهء غريبه « 21 » و واقعهء عجيبه از نتايج طبع ميرجعفر تبريزى سر زد « 22 » . شعر « 23 » :
تبريز چو كربلا شد از شيون و « 24 » شين * فرقى كه بود همين بود در ما بين
كان بهر حسين در محرم بوده است * اين در رمضان بهر محبان حسين
و منه
در آخر « 25 » ماه روزه تبريز الحق * گرديد چو كربلا ز خون ناحق
وين طرفه كه عيدى از پيش گشت و چه عيد * عيدى « 26 » كه ز روز قتل مىبرد سبق
ايضا من وارداته « 27 » . نظم « 28 » : ) « 29 »
تبريز كه ويرانيش از رومى بود * غارت زده شد غريب اگر بومى بود
ما « 30 » خود به گناه خويشتن معترفيم * اين بود ز فعل ما نه از رومى بود
هامش
( 1 ) - ب ، ن : رسانيدند
( 2 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 3 ) - م : « در » ندارد
( 4 ) - ن : « را » ندارد
( 5 ) - م : آورد
( 6 ) - سوره 2 آيه 249
( 7 ) - گذشتند
( 8 ) - سوره 2 آيه 205
( 9 ) - ن : آورده
( 10 ) - ن : تا
( 11 ) - ن : ندارد . م :
در قتل و عام . ب : درين قتل و عام
( 12 ) - مز ، ب ، م : چشيد
( 13 ) - م : « را » ندارد
( 14 ) - ب ، ن : ماهلقا
( 15 ) - م : استيان . ن : ايشان
( 16 ) - ب : نيفاد و
( 17 ) - م : اين قوم
( 18 ) - ب م ، ن : امر
( 19 ) - ب ، م ، ن : عثمان پاشا
( 20 ) - ن : « نسبت » ندارد
( 21 ) - ن : غريبه واقع
( 22 ) - ن : سر زده
( 23 ) - ب : نظم . ن : رباعى . م : ندارد
( 24 ) - م : « و » ندارد
( 25 ) - ب : اواخر ماه تبريز روزه الحق . م : در اواخر تبريز روزه الحق
( 26 ) - م : عيدى كه ازو روز فيل بىبرد سبق
( 27 ) - م : ورادته
( 28 ) - ب ، م : ندارد
( 29 ) - ن : بين الهلالين را ندارد
( 30 ) - ب : نظم . م : ندارد