تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
چون قادر بيچون منتقم حقيقى است ، در همان ايام تير دعاى مظلومان بر هدف استجابت رسيده ، مرضى مهلك بر ذات ناپاك آن سفاك طارى « 1 » شد و فجاءة « 2 » سر بر بستر هلاك نهاد . در آن ايام پرآلام كه اين خبر قتل و غزا و نهب « 3 » و يغماى او « 4 » به اردوى همايون رسيد ، ( نواب صدارت‌پناه ) « 5 » ميرشمس الدين محمد صدر و نقابت‌پناه « 6 » مير ابو الوالى انجو قاضى معسكر با جمعى از صلحا در شبى از همين شبها كه اين حادثهء نازله واقع شد ، به خواندن ادعيهء ماثوره جهت فنا و دفع آن ظالم اقدام نمودند و بىشك دعاها « 7 » استجابت يافته ، اثر آن بود كه بعد از چند روز ظاهر شد .

ذكر توجه شاهزادهء گيتىستان بر سر مخالفان و ظفر يافتن « 8 » به تأييد قادر منان

چون قضيهء قتل و غزا و نهب و يغماى تبريزيان به مسامع عز و جلال شاهزادهء گيتىستان رسيد ، آتش غضب در كانون آن شاهزادهء كامكار و امراى عاليمقدار اشتعال يافته ، با تمامى عساكر گردون مآثر به عزم محاربهء مخالفان سوار گشته ، رايات ظفرنشان « 9 » به جانب ايشان معطوف داشت « 10 » . شعر « 11 » :
فروزندهء تاج و تخت كيان * فرازندهء اخگر « 12 » كاويان
درآورد پا در ركاب سمند * مسيحا برآمد به چرخ بلند
به رأى صواب و به صدق درست * به آهنگ رومى ميان كرده چست
چون « 13 » در محلى كه « 14 » دوفرسخى دار السلطنه بود ، آن شاهزاده ظفرلوا بدانجا رسيده « 15 » نزول اجلال فرمودند ، آن شب ايالت « 16 » پناه محمدى خان تخماق به لوازم قراولى قيام « 17 » نمود . نظم « 18 » :
دگر روز چون خسرو « 19 » خاورى * برآمد برين طاق نيلوفرى
زمانه در روشنى باز كرد * جهان بازى ديگر آغاز كرد
جهان گشت بحرى پر از خون ناب * درو گشته سرها بسان حباب
شد از كشته در هر طرف پشته‌اى * بهر پشته افتاده هر كشته‌اى
على الصباح كه به فرمان خالق الاصباح آفتاب از افق مشرق طلوع نمود ، مخالفان از توجه لشگر
هامش
( 1 ) - ب : مارى ( 2 ) - ن : « و فجادة » ندارد ( 3 ) - م ، ن : نهب و غارت ( 4 ) - ن : « او » ندارد ( 5 ) - ن : بين الهلالين را ندارد ( 6 ) - ن : « و نقابت‌پناه » ندارد ( 7 ) - ن : وى ( 8 ) - ن : ظفر يافتن غازيان رستم‌شان ( 9 ) - ن : آيات ( 10 ) - ب ، م ، ن : ساخت ( 11 ) - ن : نظم - م : ندارد ( 12 ) - ب ، م : اختر ( 13 ) - ن : « چون » ندارد ( 14 ) - ن : در ( 15 ) - ب : رسيد ( 16 ) - ن : « ايالث‌پناه » ندارد ( 17 ) - ب : « قيام نمود » ندارد . ن : داشت ( 18 ) - ن بيت . م : ندارد ( 19 ) - ب : خسروى