تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
عقده‌گشاى شاهى بدين « 1 » قرار يافت « 2 » كه تا آمدن امام قلى خان و امراى تابين وى و لشگر قراباغ ( و طوالش محاربه موقوف باشد ) « 3 » و قورچى به طلب خان مشار اليه فرستاده شد كه به سرعت تمام متوجه درگاه « 4 » معلى شود و اگر هنوز لشگريان قراباغ بر سر او جمع « 5 » نشده باشند ، خود با « 6 » قليلى به ايلغار روانه شود « 7 » و شش روز در همان منزل توقف [ نمايد ] . روز هفتم امام قلى خان حسب الفرمان « 8 » خاقان سكندرشان ، با دو هزار كس از طايفهء قاجار و اويماقات قراباغ به اردو داخل شده « 9 » ، به شرف عتبه بوسى سرافراز شد و از آنجا كوچ كرده در موضع نهند كه چهار فرسخى تبريز است نزول اجلال فرمودند .

گفتار در محاربهء امراى عاليشان با روميان و مظفر « 10 » گشتن بتأييد قادر منان

در روز دوشنبه بيستم شهر شوال سنهء مذكوره ، مجموع امرا و غازيان شيرشكار « 11 » به عزم مقاتله « 12 » و پيكار به ايلغار به حرب مخالفان شتافتند و از راه فهوسفنج « 13 » متوجه شدند « 14 » و مهديقلى سلطان شاملو با پانصد نفر از راه سرخاب فرستادند « 15 » كه شتران روميه كه در آن حوالى چرا مىكنند پيش انداخته معاودت نمايد « 16 » و چون روميه از عقب شتران آيند ، غازيان از اينجانب ايشان را تعاقب نموده دستبردى نمايند و مشار اليه بر حسب فرموده عمل نموده از جانب سرخاب « 17 » روانه گشت و محمدى خان تخماق در ركاب همايون توقف فرمود « 18 » . اتفاقا مخالفان از توجه جنود ظفر ورود آگاه گشته ، عرابه‌ها را « 19 » در حوالى اردوى خود نصب كرده ، تفنگچيان و ينكچريان در عقب عرابه قرار گرفتند و چغال اغلى سركردهء لشگر شده آماده و مهياى جنگ بودند . از اينجانب عساكر نصرت مآثر در رودخانه فهوسفنج « 20 » نزول نمودند و شب به لوازم طلايه‌دارى قيام « 21 » نموده ، صباح كه جمشيد بيضا علم يعنى خورشيد انجم حشم [ 589 ] به عزم رزم‌جوش زرنگار در « 22 » پوشيده قدم در معركه سپهر دوار نهاد و سپاه ظلمت را منهزم ساخت ، چون محقق شد كه روميان از آمدن غازيان مطلع گشته عرابه و توپ و ضربزن را پناه خود ساخته‌اند ، راى امراى عظام بدين قرار يافت كه تا محل پيشين توقف نمايند « 23 » كه مخالفان از
هامش
( 1 ) - ن : برين ( 2 ) - ن : گرفت ( 3 ) - م ، ن : بين الهلالين را ندارد ( 4 ) - ب ، م ، ن : اردوى ( 5 ) - ن : جمعيت ننموده ( 6 ) - ب : « با » ندارد ( 7 ) - ب ، م ، ن : شوند ( 8 ) - م ، ن : الفرمان قضا جريان . ب : الفران قضا جريان ( 9 ) - ب : شد ( 10 ) - ن : ظفر يافتن بر مخالفان بىايمان ( 11 ) - م : شكا ( 12 ) - م ، ن : مقابله ( 13 ) - ن : فهوسفج ( 14 ) - م ، ن : شد ( 15 ) - م : فرستاده‌اند ( 16 ) - ن : نمايند ( 17 ) - م : سرخ آب ( 18 ) - ب ، م : فرموده ( 19 ) - ن : « را » ندارد ( 20 ) - م : فهو سفج ( 21 ) - م : اقدام نمود ( 22 ) - ن : در ( 23 ) - م ، ن : نموده
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 786 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى