به حوالى اردوى ايشان رسانيده « 1 » ، جمعى روميه نيز به آهنگ حرب بيرون ( آمدند . از اينجانب ) « 2 » غازيان نفير كشيده به جانب ايشان جلو انداختند و در حملهء اول موازى يكصد نفر « 3 » به خاك هلاك انداختند ( و روميه غازيان را ) « 4 » به ضرب تفنگ برگردانيدند و « 5 » لحظه به لحظه از اردوى عثمان پاشا [ 586 ] سنجق بيكيان چون درياى پرموج ، فوج فوج از عقب يكديگر به مدد مىآمدند و چون « 6 » لشگر اروام ، امثال « 7 » مور و ملخ هجوم آوردند و از قزلباش معدودى همراه بودند « 8 » ، ايالتپناه محمدى خان غازيان را به ضرب شمشير از حرب مانع آمده ، جنگ كنان خود را به دامنهء كوه كشيدند و سيصد و هشتاد نفر از روميه به قتل آورده بودند .
روز ديگر كه عبارت از روز پنجشنبه 24 شهر « 9 » مبارك رمضان سنهء « 10 » مذكوره است ، عثمان پاشا از آنجا برخاسته در آب شور « 11 » نزول نمود . شاهزادهء گيتىستان بنابر آنكه امام قلى قاجار و بعضى از امراى نامدار به اردوى كيوان « 12 » پوى ملحق نگشته بودند ، صلاح در جنگ نديده ، پير غيب خان استاجلو و مهديقلى سلطان « 13 » شاملو را « 14 » با هزار كس به شهر فرستادند كه به اتفاق حسين قلى سلطان حاكم آنجا به محافظت و محارست شهر قيام نمايند و كوچه بندها را مستحكم گردانيده « 15 » در هر دروازهاى جمعى از شهرى و قزلباش به محافظت قيام نمايند و احكام مشتمل بر استمالت تمام به اهالى تبريز نوشته فرستادند كه در محافظت ( مردانه بوده نگذارند كه كسى به بهانه خانه - كوچ بيرون از شهر به جاى ديگر رود « 16 » و چون به واجبى به محافظت ) « 17 » و محارست شهر و رفع روميه قيام نمايند ، مالوجهات سه ساله تبريز به انعام ايشان مقرر باشد .
القصه چون روميه در كنار شهر نزول نمودند ، شب به ملاحظه و احتياط تمام « 18 » بسر برده صباح هفت هشت هزار « 19 » نفر سوار و « 20 » پياده و تفنگچى به سركردگى غازىگراى خان تاتار و چغال اغلى امير الامراى ديار بكر - كه از نتايج « 21 » سلاطين فرنگ « 22 » است و سلطان سليم او را تربيت نموده دختر خود به وى داده به شجاعت و دلاورى در ميانهء روميان مشهور و معروف است - از راه كوچهء شتربانان متوجه شهر شدند و « 23 » چون به سر كوچه بند رسيدند ، غازيان به اتفاق شهريان شروع در جنگ نموده ، تا محل غروب آفتاب به حرب مشغول بودند و از طرفين داد مردانگى داده ، يكصد و هفتاد نفر از روميه به قتل آوردند « 24 » و از قزلباش چهار نفر تبريزى [ به قتل رسيدند ] « 25 » روميه چون
هامش
( 1 ) - ن : رسيده
( 2 ) - م : بين الهلالين خوانا نيست
( 3 ) - ن : نفر را
( 4 ) - م : بين الهلالين خوانا نيست
( 5 ) - ن : « و » ندارد
( 6 ) - ن : « و چون » ندارد
( 7 ) - ن : بمثال
( 8 ) - ن : بودند محمد خان
( 9 ) - ن : شهر المباركه
( 10 ) - ن : « سنه » ندارد
( 11 ) - ب : شو
( 12 ) - ن : كيهان
( 13 ) - م ، ن : مهدى قلى خان
( 14 ) - ب ، ن : « را » ندارد
( 15 ) - م : گردانيد و
( 16 ) - ب : روند
( 17 ) - م ، ن : بين الهلالين را ندارد
( 18 ) - م ، ن : « تمام » ندارد
( 19 ) - ن : « هزار نفر » ندارد
( 20 ) - م : « و » ندارد
( 21 ) - ن : عاج شريف . م : نباح
( 22 ) - م : فريك
( 23 ) - ن : وى
( 24 ) - ن : « و » ندارد
( 25 ) - مز ، ب ، م : « به قتل رسيدند » ندارد