تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
كارى نساخته ، به اردوى خود معاودت نمودند و شب به لوازم طلايه‌دارى قيام نموده « 1 » ، صبح به همان طريق روى « 2 » به كوچه بند مذكور آوردند و « 3 » توپ و بادليج بسيار به ديوار باغات زده ، از يك جانب رخنه كردند « 4 » و جمعى به ميان باغات درآمدند . تبريزيان هجوم به آن طرف آورده ايشان را به ضرب تير و شمشير از باغات بيرون كردند « 5 » . در اين جنگ « 6 » ، شصت و چهار كس از روميان به قتل آمدند و پنج نفر از اينجانب « 7 » ، و روميان به خيمه‌هاى خود رفتند . چون در اين روز نيز اثرى از لشگر قزلباش « 8 » ظاهر نشد ، روميان اكثر ديوارهاى باغات را به ضرب توپ و تفنگ « 9 » و ضربزن فرود [ 587 ] آورده « 10 » بودند و امرايى « 11 » كه در شهر بودند يقين مىدانستند كه روز ديگر روميان هجوم آورده به شهر داخل مىشوند ، با مردم خود از راه خيابان بيرون رفته از طرف فهوسفنج به اردوى عالى نواب گيتىستانى « 12 » ملحق گشتند و تبريزيان چون حال بدين منوال مشاهده نمودند و از قزلباش بالكليه مأيوس گشته يقين كردند كه مددى به ايشان نمىرسد ، هر كس را قوت « 13 » و قدرتى بود ، در همان شب فرزندان خود را برداشته بيرون رفت و اكثر كه قوت « 14 » و قدرت نداشتند پياده با عيالان خود رو به كوه سرخاب نهاده بيرون رفتند و تمامى اسباب و جهات خود را در زير زمينها و نقبها گذاشتند . روميان در اول طلوع صبح عرابه‌ها را پيش آورده ديوارها و كوچه‌بندها كه در سر راه ايشان بود به ضرب توپ فرود آوردند و چون ملاحظه كردند كه كسى به مدافعه « 15 » پيش نمىآيد تا ميان ميدان صاحباباد رفته ، علمى در آنجا زدند و از خوف تبريزيان پيشتر نتوانستند آمد ، فى الفور از همانجا برگشته به چمنها درآمدند . روز « 16 » ديگر از روى فراغ خاطر به شهر درآمده ، دست به غارت و يغما برآوردند و منابر و مساجد را جهت آنكه بر بالاى آن سب صحابه شده سوختند و اكثر عمارات را فرود آورده ، شروع در خرابى نمودند و « 17 » قيصريه را كه از غايت شهرت محتاج به وصف نيست آتش زده ، تمامى كتابها كه احاديث و كلام علما بود و « 18 » به خطوط استادان تحرير يافته بود فرو ريخت و اموال و اسباب بيرون از شمار از قيصريه بدست در « 19 » آورده ينكچريان به محلات « 20 » و خانه‌ها درآمده آنچه يافتند بردند [ و ] شروع در كاويدن نقبها و زيرزمينها نموده اكثر دفاين را بدست درآوردند .
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : نمودند شب ( 2 ) - ن : « روى » ندارد . م : در ( 3 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد ( 4 ) - ن : كرده جمعى ( 5 ) - ن : كرده ( 6 ) - ن : مرتبه . م : ندارد ( 7 ) - ب ، م ، ن : غازيان ( 8 ) - ب ، م ، ن : « قزلباش » ندارد ( 9 ) - ن : « و تفنگ » ندارد ( 10 ) - م ، ن : آوردند ( 11 ) - ن : امرا ( 12 ) - ب ، م ، ن : ستان ( 13 ) - ن : قدرتى و قوتى ( 14 ) - ب : قدرت و قوت . م : قدرتى و قوتى ( 15 ) - ن : به مدافعهء ايشان ( 16 ) - مز ، م ، ن : زوزى ( 17 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 18 ) - م : « و » ندارد ( 19 ) - م ، ن : « در » ندارد ( 20 ) - ن : بمحلها