تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
بيت « 1 »
هيچ شك نيست كه گردد به اجابت مقرون * هر دعايى كه درين روضه به اخلاص كنند
هدف دعا بر حسب مدعا كارگر آمده « 2 » آن عاليجاه را يقين حاصل شد كه غالب و منصور است بىملاحظه و محابا به چهارباغ آنجا آمده « 3 » ساكن شد « 4 » و مردم اطراف و جوانب و سپاهيان و ملازمان سلمان خان تمامى به خدمتش شتافته سر خدمت بر آستانهء عبوديت نهادند « 5 » . سلمان خان چون اين وضع را مشاهده كرد چاره‌اى بعد « 6 » رخصت و بيرون آمدن نديد . آن عاليجاه او را مرخص ساخته وى از راه تربت به تون « 7 » و جنابد آمده به يزد خود را رسانيد و از آنجا به دار السلطنه قزوين آمده به پاىبوس بندگان اشرف و شاهزاده مشرف گرديد . و هم در اين ايام شاهقلى سلطان قارنجه « 8 » اغلى - كه از امراى استاجلو بود و للگى سلمان خان به او مفوض بود و الكاى خواف و باخرز را به دو شفقت كرده بودند - در حوالى الكاى مذكور بدست ملازمان مرشد قليخان به قتل رسيد . چون مشهد مقدس به تصرف مرشد قليخان بىمانع و مزاحمى درآمد ، مجددا خطبه و سكه به اسم سامى و نام نامى شاه عباس « 9 » خوانده ، حقيقت حال و ارتقاى اقبال بىزوال را معروض درگاه فلك اساس شاه عباس گردانيده ، بعضى از معتمدان خود را به دار السلطنهء هرات فرستاد « 10 » . شعر : « 11 »
كه آمد بر آن در ز روى نياز * كه بر هر دو عالم نشد سرفراز
بر آن استان هر كه سايد جبين * به اقبال و دولت شود همنشين
شاه كام بخش كامياب ، شاه عباس حق‌شناس ، پروانچهء استمالت به دارايى و حكومت آن ولايت با خلاع فاخره جهت خان عاليشان فرستاده « 12 » وى در آبادانى و معمورى آن الكا و « 13 » خدمت آن استان سپهر اعتلا كوشيد « 14 » و تمامى الكاى خراسان از سرحد دامغان تا حوالى فراه « 15 » و سيستان در تصرف اولياى دولت قاهره شاه عباس درآمد .

ذكر وقايع سنهء پيچين ئيل « 16 »

نوروز اين سال ، در روز چهارشنبه هشتم شهر ربيع الاول - بعضها « 17 » مطابق اثنى و تسعين و تسعمائه واقع شد . نواب همايون اعلى و شاهزادهء ظفرلوا در ايوان چهل‌ستون دار السلطنهء قزوين
هامش
( 1 ) - م : نظم ( 2 ) - ب : كار آمده ( 3 ) - ن : « آمده » ندارد ( 4 ) - ب : شده ( 5 ) - ب ، ن : نهاده ( 6 ) - ب ، ن : بعد از ( 7 ) - ن : و تون ( 8 ) - م : غاريجه ( 9 ) - م : عباس ميرزا ( 10 ) - ب ، م : فرستاده ( 11 ) - ب : بيت . م : ندارد ( 12 ) - م : فرستاده و . ب : فرستاد و ( 13 ) - ب ، م : « و » ندارد ( 14 ) - م : كوشيده ( 15 ) - ب ، م : فرح ( 16 ) - ن : مطابق سنه اثنى و تسعين و تسعمائه ( 17 ) - ب : بعضا
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 759 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى